ماه نشان

:: MahneshaN ::

ماه نشان

:: MahneshaN ::

مشخصات بلاگ
ماه نشان

.

۴۹ مطلب با موضوع «مطالب جدید» ثبت شده است


 

نگا قدرت خدارو…

میگه: گر خداوند ز حکمت ببندد دری

ز رحمت گشاید در دیگری

.

.

.

.

.

.

.

.

.

راه مکه رو بستن

راه آمریکا باز شد

 

+++

 

اختلاس گران عزیز و آقازاده های محترم!!

داداش های گل

سیزده تن طلا و ۲۸ میلیارد دلار بلوکه شده آزاد شد و وارد ایران شد…

خدا وکیلی یه جوری با هم بخورین که

دیگه چشم هیچ کدوم تون دنبال ۴۵ تومان یارانه ما نباشه!!

باتشکر جمعی از یارانه بگیران

 

+++

 

پسرا تا میتونید تعداد دوس دختراتونو زیاد کنید.

ما حتی روایت هم در این مورد داریم که میفرماید :

زین الدین زیدان :

یعنی “زینت دین زیدها می باشند

 

+++

 

اونوقت میگن چرا جوونا شجریان گوش نمیدن….

.

.

الان یازده دقیقه از اهنگش گذشته هنوز نخونده

بخدا ما گوش میدیم خودش نمیخونه

 

+++

 

رییس جمهور الجزایر در پیامی خطاب به ملت ایران گفت:

با کسب اجازه از ملت قهرمان و شهید پرور ایران و با عرض شرمندگی تمام

میخواهیم یه محکومی الجزایری رو اعدام کنیم ،

تاکید میکنم کشور خودمون رو فردا اعدام کنیم ،

خدا به سر شاهده شناسنامه الجزایری ، بابا ننه الجزایری حتی نمیدونه ایران کجاست ،

اصن سیاه مثه ذغاله ناموسن هیچیش شبیه شما ملت بزرگ ایران نیست .

از ملت همیشه در صحنه ایران خواهش میکنم

از در و دیوار سفارت ما بالا نروند .

 

+++

 

اقا کسی قناری داره که با ارزن روپایی بزنه

دختره بیخیال نمیشه. میگه تا نشونم ندی از خونتون نمیرم. الاناست که بابام برسه.

 

+++

 

قبض برق زیاد اومده بود، نشون بابام که دادم،

یه سری تکون داد و پاشد رفت طرف کامپیوتر!!!

فک کردم رفت کامپیوترو کتلت کنه… منم رفتم نزدیکتر ببینم چیکار میخواد بکنه،

دیدم رفته توو گوگل نوشته: . . .

آموزش دستکاری کنتور برق!!!!!!! اصن ی وضعیه هاااااااا

 

+++

 

استاد زبان عمومی به دخترا می رسید معنی apple رومیخواست

به ما که میرسید میگفت hskjldgogj ، میگفتیم استاد این کجا بود میگفت قسمت پاورقی مقدمه.

 

+++

 

مکالمه بعد از شکست عشقی:

دخترا:

ناراحت نباش فدات شم اون لیاقت تو رو نداشت

پسرا:

ممد شمارشو بده من


+++

 

تمومش کن ، بعدا صحبت میکنیم

.

.

.

.

.

خیلی لامصب کلاس داره

چن بار موقعیتش پیش اومده

امایادم میره

فقط میگم خففه شو باو

 

+++

 

اینکه پسرا مشکل «چی بپوشم؟ » ندارن،

ربطی به ژنتیک و… نداره ها

این ها کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن

 

+++

 

تنها ملتی هستیم که وقتی می‌بینیم روی در نوشته: «بکــــــــشید»

بازم فشار می‌دیم!

که ببینم اگه فشار بدیم چی میشه

کلا دوست داریم فشار بدیم همه چیوز

 

+++

 

امروز رفتم کتابخونه یه چند تا کتاب بگیرم یه کتاب دیدم روش نوشته :

مردها چه زنهایی را دوست دارند!!!!!

.

.

.

.

.

والا ما تا یادمون میاد مردها همه زنها رو دوست دارن بجز زن خودشون را.

دیگه طبقه بندی نمیخاد

 

+++

 

ﺑﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﺑﻪ بابام ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﻣﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﺗﻌﺠﺐ میکنی؟

.

ﻣﯿﮕﻪ : تو دیگه اگه ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺸﯽ ﻣﻦ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ.

ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺫﻫﻨﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺮﺍبه

 

+++

ﺩﯾﺪﻳﻦ ﺗﻮ ﻓﻴﻠﻤﺎ:

ﺗﺎ یکی ﺗﻴﺮ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﻭ میفته ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﺭفیقاﺵ ﻣﻴﮕﻪ:

ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﻴﻦ؟؟

ﻫﻤﺶ الکیه

ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺗﻴﺮ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺭﻓﻘﺎﻡ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﻴﺮﻥ

ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﺷﻮﻧﻮ ﻣﻴﺒﻨﺪﻡ به ﺭﮔﺒﺎﺭ

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

 

+++

 

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺑﺎ ﺷﺪﻡ …

.

.

.

.

.

.

.

ﺍﻻﻥ رفتم پی‌وی یه دختره ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ گمشو ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ

 

+++

 

سخت است میان هق‌هق شبانه ات

که غمگین در انتظار پیامش نشسته‌ای…….

یهو فروشگاه شهروند پیامک بده:

بادمجون کیلو ۱۵۰۰ !!!

 

+++

 

هیتلر گفت

مرد ها ۶ساعت میخوابند

زنها ۷ساعت میخوابند

ولی احمق ها ۸ساعت میخوابند.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شکر خدا درباره اونایی که ۱۲ساعت میخوابن چیزی نگفت

 

+++

 

تلوزیون برنامه گذاشته بر علیه استفاده از اینترنت.

بعد جایزه ی مسابقه ی پیامکیش، اینترنت پرسرعت یکساله ست

.

.

.

فقط یه جمله میتونم بگم …..

اللهم اشف کل مریض

 

+++

 

سوسک بهانه بود

دختره دلش بغل می خواست . . .

.

.

.

منم که بیشعور ، اصن تو باغ نبودم ، زودتر از اون فرار کردم

 

+++

 

ﯾﻮﺍﺵ ﯾﻮﺍﺵ پاشیم ﺑﺮﯾم ﭼﯿﺴﺖ؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ که ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﺭﺩﻥ ﻣﯿﻮﻩ، چای و شام به کار ﻣیرود

 

+++

 

ابن کم کیست؟؟؟؟

.

.

.

برادر کوچکتر ابن زیاد!!!

بگی شنیدم جوری میزنمت به شناسنامه بگی شن و ماسه

 

+++

 

امروز دختر همسایمونو دیدم که یه کیف دستش بود و با غرور از کنارم رد شد…!!

.

.

.

.

آمارشو که در آوردم دیدم تو تلگرام مدیر گروه شده

 

+++

 

چند سال دیگ برای نسل آینده سوال میشه ک

لوازم آرایش اول برا دخترا اختراع شده یا پسرا !

مرغ و تخم مرغ کم بود اینم اضافه شد

 

+++

 

آقایون محترم وقتی از یه خانمی لایک میخورین، هول نکنین!

یحتمل این لایک به پست شماست!

نه خود شما

.

.

ولی معمولا این قضیه در مورد خانما فرق میکنه، خانما میتونن هول کنن!!

 

+++

 

اونقدری که دابسمش تونست روسری رو سر مردای این مملکت بذاره

قانون حجاب اجباری رو سر زنا نذاشت

 

+++

 

ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﻐﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﮐﯽ ﺩﺍﺭﻩ!؟

ﺍﻭﻥ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ

ﺷﺎﺷﯿﺪﻥ ﻣﻠﺘﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺗﻘﻠﺐ ﻧﮑﻨﻦ

ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺶ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻦ؟ شاﺵ ﺑﯿﻦ؟ شاش بان؟

ﺷﺎﺵ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ؟ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺷﺎﺵ؟ دیده بانِ شاش

 

+++

 

ﺍﻗﺎ ﺯﻧﻢ ﻳﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻬﻮ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ :

ﺗﻮ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﻴﻠﻲ ﻗﺸﻨﮕﻪ

ﺭﻧﮓ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﺠﻴﺒﻪ

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﻡ ﮔﺮﻡ ﻭﻟﻄﻴﻔﻪ

ﻣﻦ ﻳﻬﻮﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ ﺷﺪﻡ ﺗﺎﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ.

ﺩﺍﺭﻡ ﻇﺮﻓﺎﻱ ﻧﺎﻫﺎﺭﻭ ﻣﻴﺸﻮﺭﻡ !!


+++

 

تو تلویزیون داشت یه پسر ۱۸ساله رو نشون میداد

که باباش نمایشگاه ماشیناشو کلأ زده به نامش

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حدس بزنید من داشتم چکار میکردم

داشتم با پیچ گوشتی داغ یه سوراخ به کمربندم اضافه میکردم

که امسال هم برام اندازه باشه

 

+++

 

پرنده ای که پرواز بلد نیست…

مرغه!!

اطلاعات عمومی رو داشتین؟؟!!

بعد بگید پست آموزنده نمیذاری

 

+++

 

پاکستانیا موقع تولد ۲ تا بند ناف دارن

اگه دکتر اشتباه قطع کنه منفجر میشه

 

+++

 

محض رضای خدا یکی واسه مادرا شفاف سازی کنه

.

.

.

.

.

اگه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که

میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی

 

+++

 

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ!

ﺁﺧﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ

ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﺩﺑﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﺰﻧﻢ!!!

 

یه سوال

وقتی گوینده اخبار پنجشنبه شب موقع خدافظی میگه؛

شب جمعه بسیار خوبی رو داشته باشید

.

.

.

.

.

من منحرفم یا واقعا منظورش همونه

 

+++

 

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺠﺎﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ

ﻓﻘﻂ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺖ

ﻭ ﻫﯽ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺍﺏ ﭘﺰ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ

ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻭﻝ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻫﯽ ﻣﯽ ﭼﺴﯿﺪ

ﻧﺎﻇﺮ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺮﻩ ﺩﻭﺭ ﻭﺑﺮﺵ … ﺍﻭﻧﻢ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﯿﮑﺮﺩ …

ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺪﺍﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ

 

+++

 

قابل توجه خانمای پشت فرمون……..

عوض کردن آهنگ احتیاجی به کلاج گرفتن نداره

 

+++

 

واکنش دخترا و پسرا بعد از برگشتن دوستشون از آرایشگاه:

دخترا:

واااااااای عشقممممم چه خوشگل شدی!

پسرا:

کی ریده تو سرت؟!!

 .

+++

 

اونجا که قمیشی میگه

هرگز نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم

آدم فکر می کنه با ته دیگ ماکارانیه

 

+++

 

تو امتحان گواهینامه رانندگی افسر از پسره! می پرسه این تابلو چیه؟

میگه: “اعدام خودرو با جرثقیل در ملاء عام!”

سنگین بزن..ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

 

+++

 

یه ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ …

.

.

.

.

ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ کتانژانت ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩﻡ !

پر پر بشی معلم ریاضی

 

+++

 

امکان نداره سر سفره از یکی نمک بخوای

اول برای خودش نریزه

 

+++

 

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻣﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺟﺪﯼ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﮕﻢ : ﻟﻄﻔﺎ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻧﺮﻭ ﺩﮐﺘﺮ !

ﺑﻌﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻢ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻄﺒﺶ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﺸﻢ

ﻭ ﺑﮕﻢ : ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻢ ؟

ﺑﻌﺪ اونم ﺑﮕﻪ : ﺑﯿﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺑﺎبا ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽِ نمی میری !


+++

 

ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺷﻚ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮد ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲﻛﺸﻢ!

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﻳﻴﻢ ﺑﻴﺎﺩ ﻧﺼﻴﺤﺘﻢ کنه!

ظهر ﺩﺍﻳﻴﻢ اومد

ﻭضو ﮔﺮﻓﺖ

ﻧﻤﺎﺯﺷﻮ خوﻧﺪ

ﻧﺎﻫﺎﺭشو ﺧﻮﺭﺩ

ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﻛﻲ ﺍﻭﻣﺪ

ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﭘﻴﺸﻢ

ﻳـﻪ ﺳﻴﺐ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺐ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ؟

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﺩﺍﯾﯽ!

ﮔﻔـﺖ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺳﻴـﮕﺎﺭ ﻧﻜـﺶ

 

+++

 

میگن یکی از دلایل اصلی گرفتن توپ طلا توسط مسی

حمایت کیمیا بود!

 

++++

 

الان من اگه به جای مسی ۵ تا توپ طلا میبردم

باز مامانم بهم میگفت توپ طلا بخوره تو سرت!

همسن و سالای تو الان ۲ تا بچه دارن!!

 

+++

 

نماینده مجلس اومده میگه ، ﻣﺎ ﺳﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺑﯿﮑﺎﺭ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ !!!!!!….

ﻣﺮﺩ ﻣﻮﻣﻦ, ﻣﺎ ﻓﻘﻂ پنج ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺑﯿﮑﺎﺭ ﺗﻮﯼ تلگرام ﺩﺍﺭﯾﻢ …

 

++++

 

یک سوال فلسفی چند روزیه ذهنم رو مشغول کرده….؟؟؟؟؟؟؟

که چرا وقتی بچه آروغ میزنه همه میگن ای جان

ولی وقتی من آروغ میزنم همه میگن…. زهر مار..؟؟!؟

 

++++

 

اگه حوصله نداری!

اگه از این زندگی خسته شدی!

اگه هر کاری میکنی به نتیجه ای نمیرسی!

اگه دیگه تحمل نداری!

فقط دستاتو ببر بالا و با تمام قدرت …

.

.

.

.

.

.

بزن تو سر خودت

بی عرضه!

 

++++

 

میدونی چرا کیمیا بعد از ۲۳ سال پیر نشد ؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون حجابشو رعایت کرد

پس خواهرم حجابتو رعایت کن

 

++++

 

زنگ بزن ۱۱۰ بگو ی دزد گرفتیم… ۴۵ دقیقه دیگه میاد!

زنگ بزن اورژانس بگو یه تصادفی داریم…

چهل دقیقه دیگه پیداش میشه!

حالا زنگ بزن بگو یه دختر و پسر باهم رفتن توی خونه…

ناموسا ۵ دقیقه نمیشه…

پلیس ،گشت ارشاد ، اورژانس،

آتشنشانی ،نیرو امنیت کشور، ارتش ،بسیج،

حمید معصومی نژاد….

همه پشت در وایسادن!!

 

+++

 


 

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

۱۷

۱۸

بیست

بیست و یک

یست و دو

بیست و سه

پروانه امیرافشاری در سال ۱۳۲۳ در شهر اورمیه به دنیا آمد. وی از خانوادهٔ بانفوذ و سرشناس امیرافشاری است. او همیشه به ترک بودن خود افتخار کرده است . پدرش از زمین‌داران بزرگ اورمیه بود. پدر حمیرا مالک ۱۵۰ قریه و روستا در منطقهٔ شمال غرب ایران بود. از همان دوران کودکی حمیرا، خانهٔ آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی، شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، بنان، ملوک ضرابی و بسیاری دیگر بود که همین انگیزهٔ اولیهٔ دختر خانواده برای روی آوردن به آواز شد. حمیرا، به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن‌فکر و تازه از آلمان بازگشتهٔ خود، با نام‌نویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن تحت آموزش علی تجویدی و ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در ۱۸سالگی به یک خوانندهٔ تمام‌عیار تبدیل شد. حمیرا به عنوان پر افتخارترین خواننده ی آذربایجان می باشد

8656FC43-D285-455A-A997-9154ED7699BA_w640_r1_s

زندگی در ایران بعد از انقلاب

من را از صبح می‌بردند زندان اوین و شب برمی‌گرداندند.  واقعاً نه شب داشتم، نه روز، نه زندگی داشتم، نه هیچ‌چیز… بیخودی سر من تلافی دیگران را درمی‌آوردند. هیچ جا نمی‌توانستم مسکن بگیرم. به جایی رسیده بودم که از جانم سیر شده بودم. وضعیت خیلی بدی داشتم. روی دیوار خانه‌ام چیزهای بدی می‌نوشتند، می‌ریختند توی خانه‌ام… روزی پنج تا، ده تا قرص والیوم ده می‌خوردم. نگذاشتند توی خانه‌ام زندگی کنم. هرجا هم می‌رفتم، می‌ریختند می‌گفتند: «تو این‌جا چرا زندگی می‌کنی؟» رفتم شمال، آمدند دنبالم… هفت هشت تا زندگی در ایران عوض کردم. تا این‌که دیدم دیگر هیچ چاره‌ای ندارم؛ مملکت و زادگاه و خاطرات کودکی و نوجوانی و تمام زندگی‌ام را گذاشتم و آمدم. واقعیت را بگویم، من زندگی نکردم، من مُردگی کردم. من الان هم زنده نیستم، مُرده هستم.

در آن سه سال بعد از انقلاب که در ایران بودم، از خانه بیرون نمی‌رفتم. هر وقت هم می‌رفتم بیرون، پوشه [روبنده] می‌زدم. من دوست داشتم در خانه‌ام، در مملکتم بمانم. در زندگی، من هیچ‌وقت دنبال شعف و شادی و خوشبختی و خوشگذرانی و لهو و لعب نبوده‌ام. ما خانواده‌ای بودیم که همیشه در خانواده زندگی می‌کردیم

 

homeyra

خروج از ایران

گریمم کردند… با گریم آمدم بیرون؛ با گریمی که اگر مرا می‌دیدید، حالتان به‌هم می‌خورد: به‌صورت یک پیرزن بدبخت بیچاره، با دندان‌های سیاه‌شده و موی سفید و عینک ته‌استکانی به چشم… سرنوشت و قسمت بود… تا رسیدم به کویته [در پاکستان]… بعد رفتیم اسپانیا. مجبور شدیم سه ماه در اسپانیا بمانیم. برادرشوهرم همان آقای مسعودنیا که مهندس بود، در کاستاریکا ملک و املاک داشت و کشاورزی می‌کرد. از طریق او توانستیم برویم به آن کشور. بعد از مدتی اقامت در آن‌جا، توانستیم گذرنامۀ کاستاریکایی بگیریم. مدتی به‌خاطر ناراحتی روحی، در بیمارستان خوابیدم و خیلی اذیت شدم. تا این‌که دعوت شدم به آمریکا و آمدم این‌جا. و چون دوست داشتم بخوانم، کارم را شروع کردم تا لااقل بتوانم کمی از ناملایمات درون ایران را فریاد بزنم و آهنگ‌هایی بخوانم، برای دلم، برای جانم…

1660119[2]

عاشق خدا هستم

ایمان در زندگی خیلی مهم است. من اگر هر روز از خدا اسم نبرم، نمی‌توانم زندگی کنم. به همین خاطر داده‌ام در ایران اسم‌های خدا را برایم درست کرده‌اند و فرستاده‌اند که به گردنم میاویزم. من دو تا عمل جراحی دشوار از سر گذراندم. یکیش به‌خاطر همان زجر و ناراحتی‌هایی بود که در ایران کشیدم. پانزده سال پیش، توموری در مغزم بود که آن را جراحی کردند و به‌طور معجزه‌آسایی خوب شدم. هشت سال پیش هم عمل جراحی قلب باز داشتم که هشت نُه ساعت زیر عمل بودم. همه حیرت کرده بودند از استقامت من. من تا زمانی که زنده‌ام، باید استقامت داشته باشم و خودم به خودم کمک کنم تا بتوانم یک بار دیگر ایران را ببینم.

واقعاً من این قدر از خدا راضی هستم، این قدر از خدا تشکر می‌کنم، این قدر ازش سپاس دارم. هیچی نشده توی دنیا من بخواهم، خدای بزرگ به من ندهد.

اگر بگویند بزرگترین شخصیت‌های دنیا بیآیند تا جایت را عوض کنیم، تو را بکنیم ۱۴ ساله، من نمی‌خواهم. نمی‌خواهم. من از زندگیم خیلی راضی‌ام. از خودم، از زندگیم، از این محدودیت‌هایم، از این حصاری که دورم کشیده شده، از این که با خدا می‌توانم گفتگو کنم، سرم را با آرامش بلند کنم، ازش بخواهم و باید هم بدهد.



old15

پشیمانم

اگر با دل مهربان تو من بی وفا شده ام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شده ام، پشیمانم
امیدم تویی، نا امیدم مکن، جز تو یاری نکنم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
چرا پشت پا بر جهان نزنم
به دست خود آتش به جان نزنم
بگو با همه بی پناهی خود
چرا شعله بر آشیان نزنم
عهدی که چشم مست تو بستم
دیوانگی کردم آن را شکستم
خدا داند، خدا داند
جز تو گر با کسی همنوا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
می میرم از این پریشانی
دردا که هرگز نمی دانی
با من چه کرد این پشیمانی
حال با خدای خود گفتگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند، خدا داند
امید دل ناامیدم تویی، جز تو یاری ندارم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذلرم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی آشنا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم

zanerooz

چهارشنبه  ۱۵  شهریور ۱۳۵۶

هنگامی که داریوش خواننده معروف رادیو و تلوزیون سرگرم اجرای برنامه ای در کاباره خرم واقع در اتوبان تهران کرج بود ناگهان زنی از مشتریان کاباره به طرف داریوش حمله برده و ظرف محتوی اسید را بر سر و روی داریوش می پاشد .

چگونگی ماجرا

حدود ساعت۳۰ /۱۱بعدازظهر چهارشنبه بود داریوش تازه بر روی سن آمده و دو ترانه اجرا کرده بود سرگرم اجرای سومین ترانه (نفرین نامه) شد در این هنگام زنی که پشت یکی از میزهای روبروی سن نشسته بود از جای خود بلند شد  و با حرکت سریعی به روی سن آمد .داریوش به عادت همیشگی خود که در هنگام اجرای ترانه هایش چشمان خود را می بنددبا چشمان بسته سرگرم اجرای ترانه اش بود و به همین خاطر متوجه حمله این زن به طرف خود نشد در یک لحظه مستخدمان متوجه شدند که این زن لیوان بزرگی را با محتویاتش به طرف داریوش پرتاب کرد . داریوش فریاد زد سوختم  سوختم و نقش بر سن کاباره شد. هجوم این زن و مدت زمانی که از بلند شدن این خانم و رفتن وی روی سن کاباره به قدری سریع بود که هیچ یک از مستخدمان و اعضای ارکستر داریوش موفق به ممانعت از اقدام وی نشدند. داریوش کت و شلوار مشکی به تن داشت و همین موجب شد که از شدت تاثیر اسید بر بدن وی بکاهد . مستخدمان با همکاری اعضای ارکستر داریوش را به بیمارستان رساندند. در این اثنا زنی که بروی داریوش اسید پاشیده بود کف سن کاباره نشسته بود .

1مریم : داریوش مرا بدبخت کرد

من یک زن کولی هستم اهل چهارمحال بختیاری می باشم و تا چهار سال پیش تنها یکبار سفری کوتاه به تهران کرده بودم . ۱۱ ساله بودم که بنا به درخواست والدینم تن به ازدواج دادم  و از انجا که ازدواج در این سن برای من هیچ مفهومی نداشت بیش از یک ماه نتوانستم با شوهرم زندگی کنم و شوهرم وقتی دید من نمی توانم برای او زن زندگی باشم قبول کرد مرا طلاق بدهد .

 

 ۴ سال گذشت  و من به اصفهان رفتم و یادم می آید کلاس هفتم بودم و ۱۵ سال داشتم و یک روز بعد از ظهر  که به اتفاق خواهرم به سینما می رفتم در خیابان با شوهر دوم خودم آشنا شدم و یک ماه بعد با وی ازدواج کردم. شوهرم واقعا یک مرد نمونه و یک شوهر ایده ال بود . من به همراه شوهرم به بلوچستان رفتم و به زندگی خانوادگی خودم با وی در آنجا ادامه دادم .

 

من با اینکه هیچ وقت به تهران سفر نکرده بودم و بیشتر دختر صحرا و کوه بودم تا دختر شهر ولی هیچ وقت از دنیای مد و زیبایی جدا نبودم و همیشه آخرین مدهای لباس برای اولین بار بر تن من دیده می شد به طوریکه دوستانم که به تهران سفر می کردندو نزد من بر می گشتند می گفتند در تهران هم زنی به زیبایی و شیک پوشی تو ندیدیم ولی هیچ کدام از این تعریف ها برای من اهمیت نداشت.

 

 من ضمن این که برای همسرم سعی می کردم  یک زن خوب باشم در خانه هم برای او خدمتگذار واقعی بودم  و هیچ وقت نخواستم خواسته شوهرم را که آوردن یک یا دو زن خدمتکاربرای من بود قبول کنم اینها را می گویم برای اینکه بدانید من هیچ وقت نمی خواستم یک زن سبکسر باشم و زندگی خانوادگی برایم واقعا ارزش داشت  تا اینکه آن روز فراموش نشدنی  که حالا می گویم تلخ ترین روز زندگیم بود برای من فرا رسید.

 

بهار دو سال پیش  بود و ششمین فرزند من یک ساله بود که یکی از دوستانم میخواست به اتفاق شوهرش به  تهران بیاید از من خواست اگر چیزی لازم دارم بگویم تا از تهران برایم بیاورد و من به او سفارش یک جفت کفش و چند نوار آهنگهای ایرانی را دادم . وقتی به من گفت دوست داری کدام خواننده ها را برایت بیاورم گفتم مهم نیست چه خواننده ای باشد تازه ترین آهنگهای روز را بخر و برایم بیاور و دوستم همین کار را کرد .

 

من تا ان زمان اصلا داریوش را نمی شناختم . در بین کاست ها دو آهنگ هم از خواننده ای به اسم داریوش ضبط شده بود که من دربین همه آهنگ ها فقط از صدا و آهنگهای این خواننده خوشم آمد به طوری که صدها بار آنرا گوش کردم . چند روزی گذشت و یک روز که من به تنهایی در شهر قدم می زدم وقتی ازجلوی تنها کاست فروشی شهر رد می شدم چشمم به پوستر بزرگ یک مرد افتاد .

 

وارد مغازه شدم و ضمن خریدن چند نوار از فروشنده پرسیدم این پوستر کیست و او در جوابم گفت داریوش خواننده  و از همین لحظه بود که من دچار بزرگترین اشتباه زندگیم شدم. اشتباهی که حالا پس از دو سال هیچ چیز نمی تواند جبرانش کند من چنان مجذوب این پوستر شدم که خواستم آنرا خریداری کنم ولی فروشنده می گفت من آنرا نمی فروشم  و این را برای خودم از تهران خریداری کرده ام . به هر ترتیبی بود با پرداختن ۵۰ تومان آن پوستر را خریدم و با خود به  خانه آوردم ولی فرصت نصب آنرا پیدا نکردم چون شوهرم همان روز به من اطلاع داد که ما برای همیشه  به تهران می رویم .




مثل اینکه همه چیز دست به دست هم می داد تا راه اشتباهی را که در پیش گرفته بودم هموارتر شود . از این خبر خیلی خوشحال شدم چون مطمین بودم در تهران فرصت دیدار داریوش نصیبم خواهد شد . چند روز بعد راهی تهران شدیم و در خانه مجللی که شوهرم نیمی از آنرا به اسم من کرده بود اقامت کردیم و من یک  هفته پس از ورود به تهران بود که پوستر داریوش را به دیوار یکی از اتاق های خانه نصب کردم . وقتی ظهر   آن روز شوهرم به خانه آمد  و پوستر داریوش را روی دیوار دید خیلی عصبانی شد و ضمن پاره کردن آن با من دعوا کرد که این کارها چیست که تو  می کنی .

 

 بعد از آن  خیلی خلاصه  تلاش های خودم را و دیدارهایی را که با داریوش داشتم برایتان می گویم. سه ماه بعد خواهرم که به اتفاق شوهرش در اروپا زندگی می کند به تهران امد و در سومین روز اقامت خود از شوهرم خواست که او و شوهرش را به کاباره ای ببرد که در آنجا خواننده های ایرانی برنامه اجرا می کنند.من که در آگهی های روزنامه خوانده بودم داریوش در شکوفه نو برنامه اجرا می کند از شوهرم خواستم ما را به شکوفه نو ببرد ولی شوهرم قبول نکرد و گفت محیط آنجا را دوست ندارم و آن وقت من گریه کنان به شوهرم گفتم که حتما باید به شکوفه نو برویم .

 

شوهرم قبول کرد و ما به اتفاق به شکوفه نو رفتیم. هیچ وقت آن لحظه را که برای اولین بار داریوش را می دیدم فراموش نمی کنم . وقتی داریوش بر روی سن آمد و شروع به خواندن کرداین عشق گناه آلود با من کاری کرده بود که ضربان شدید قلبم  را به خوبی  احساس می کردم. پس از پایان برنامه به خانه برگشتیم و خوابیدیم و صبح زود که من از خواب بیدار شدم یکی از آهنگهای داریوش را بر روی ضبط صوت پخش کردم .

 

شوهرم از  خواب بیدار شد و با عصبانیت  ضبط صوت را خاموش کرد  و من به او اعتراض کردم و آن وقت شوهرم بیشتر عصبانی شد و ضبط صوت را شکست و آن وقت من بدون اینکه بدانم چکار می کنم فریاد زدم من داریوش را دوست دارم وای که شوهرم با شنیدن این حرف چه حالی شد . چند ضربه به صورت من زد و فریاد زد همین الان از این خانه بیرون می روی .

 

من هم مقداری از لباسهایم  را برداشتم و از خانه خارج شدم و چون هیچ کجا را نداشتم که بروم رفتم هتل ویکتوریا ویک اتاق گرفتم .همان شب باز به شکوفه نو رفتم و با دادن ۱۰۰ تومان به یک گارسون به او گفتم به داریوش بگو  پس از اجرای برنامه اش بر سر میز من بیاید می خواهم او را برای یک عروسی دعوت کنم.گارسون برایم پیغام آورد که به این زن بگو جلوی ماشین من منتظرم باشد .

داریوش آمد و من گریه کنان گفتم که دوستش دارم و می خواهم با او حرف بزنم  و آنقدر گفتم  و گفتم تا اینکه داریوش به من گفت  من امشب باید به دیدن گوگوش بروم و او را ببینم تو به اتفاق دوستان من  به منزل آنها برو  من صبح زود به دیدن تو خواهم آمد.

 

 آن وقت من سوار اتومبیل دوستان داریوش شدم و رفتم وآنوقت  دوستان داریوش  در حالیکه به من می خندیدند گفتند دختران زیادی هستند که داریوش را دوست دارند ولی او گوگوش را دوست دارد تو بد کاری کردی شوهرت را به خاطر داریوش ترک کردی   .  ولی هیچ کدام از این حرف ها  به گوش من نرفت .

2

آن روز صبح داریوش به دیدن من نیامد و دوستان داریوش که متوجه شدند من ناراحت هستم و به شدت گریه می کنم به من گفتند بیا ترا پیش داریوش ببریم  و آن وقت آنها مرا به خانه یکی  دیگر از دوستان داریوش بردند. داریوش در آن خانه به من گفت  من نمی توانم با تو که شوهر داری دوست باشم  برو سر خانه و زندگیت  و من در جواب او گفتم اگر به عشقم جواب ندهی خودم را خواهم کشت و آنوقت داریوش شماره تلفن مرا کف دستش با خودکار یادداشت کرد و گفت به هتل برگرد من با تو تماس خواهم گرفت . من به هتل برگشتم و فهمیدم شوهرم مقدمات طلاق مرا آماده کرده بطوری که دو روز بعد حکم طلاق من و شوهرم صادر شد .

داریوش هرگز با من با اینکه قول داده بود تماس نگرفت  و من اولین بار در کاباره ونک به دیدنش رفتم و اینبار هم گریه کنان  از عشق خود به او گفتم و این که شوهرم مرا طلاق داده است . همان شب به اتفاق داریوش به خانه اش رفتم  و روز بعد داریوش به من گفت تو حتما باید نزد شوهرت برگردی چون من دیگر حاضر نیستم ترا ببینم .

چند روز بعد چندنفر از دوستان شوهرم به دیدن من آمدند و از من خواستندبا شوهرم آشتی کنم  و من هم قبول کردم و دوباره با شوهرم ازدواج کردم  ولی سه ماه بیشتر نتوانستم به زندگی خود با شوهرم ادامه بدهم . عشق داریوش مرا دیوانه کرده بود تا اینکه دوباره من و شوهرم بر سر اینکه چرا من از صبح تا شب به نوارهای داریوش گوش می کنم اختلاف پیدا کردیم .

شوهرم در این مدت سه ضبط صوت مرا شکست  تا اینکه دیوانگی من به حد اعلای خود رسید  و من در یک حالت جنون آسا تصمیم به کشتن شوهرم گرفتم. اما حالاباید بگویم خوشبختانه موفق نشدم . بلافاصله از خانه بیرون دویدم  و خودم را به کلانتری  رساندم  و همه چیز را تعریف کردم بعد هم شوهرم آمد  و از من شکایت کرد  و پرونده ما به شعبه ۱۵ بازپرسی دادسرای تهران رفت . در بازپرسی  مزبور می خواستند مرا به زندان بیاندازند  ولی شوهرم نگذاشت .



 او گفت من نمی خواهم مادر شش فرزندم  به زندان بیافتد  من رضایت می دهم به شرط اینکه همسرم تضمین دهد که برای همیشه از زندگی من و بچه هایم کنار برود . من هم قبول کردم و آزاد شدم و دوباره از شوهرم طلاق گرفتم . شوهرم ۷۰ هزارتومان مهریه مرا با فروختن اتومبیلش  که ۱۲۰ هزار تومان ارزش داشت پرداخت و سپس با فروختن منزلمان  در تهران ۲۵۰ هزار تومان سهم مرا از آن منزل پرداخت و من با داشتن ۳۲۰ هزار تومان پول بار دیگر به سراغ داریوش رفتم.

در خیابان آیزنهاور یک آپارتمان شیک اجاره کردم و آنرا به سادگی آراستم و مجددا با داریوش تماس گرفتم و او به من قول داد هفته ای دو شب به دیدنم بیاید و همین کار را  هم کرد و صاحبخانه من خودش شاهد است که داریوش هفته ای دو شب به دیدنم می آمد و هفته ای یک شب  هم خودم به سراغ داریوش می رفتم و او را با خود به منزل می آوردم تا اینکه یک روز که من به اتفاق داریوش به خانه اش رفتم در کشوی کمدی  که در اتاق خواب او بود مقداری عکس رنگی از گوگوش که کاملا تازه بود و آنها را در هیچ  نشریه ای ندیده بودم دیدم.

 از دیدن این عکس ها  خیلی ناراحت شدم و به داریوش گفتم این عکس ها اینجا چکار می کند . در جوابم گفت تو به اینها چکار داری من که به تو گفته بودم یک زن را دوست دارم . در جوابش گفتم  و این زن گوگوش است. گفت گوگوش  یا  زن دیگری  برای تو چه فرقی  می کند مهم این است که من زن دیگری  را به غیر از تو دوست دارم . گریه کنان از خانه اش خارج شدم و به منزلم برگشتم .

دو شب گذشت و بعد که دیدم دیگر طاقت نمی آورم برای دیدنش یک دسته گل فوق العاده گران قیمت و قشنگ خریدم و به کاباره رفتم . داریوش با دیدن من گفت دیگر حاضر نیست مرا ببیند. با شنیدن این حرف بدون اینکه هیچ جوابی به او بدهم نگاهی به سر تا پایش  انداختم و گفتم من زندگیم  را فدای تو کردم برو و ببین چه بلایی به سرت می آورم و بعد بدون اینکه حرف دیگری بزنم روی از او برگرداندم و رفتم . شب بعد داریوش به سراغ من آمد ولی من در را برویش باز نکردم و او رفت .

یک ماه گذشت . من تصمیم خودم را گرفته بودم . می خواستم داریوش را نابود کنم  ولی بعد تصمیم گرفتم او را زجر بدهم . تحقیق کردم و فهیدم  که او شبها در پارک خرم برنامه اجرا می کند و بیشتر شبها همانجا هم می خوابد . دیروز صبح بالاخره برای عملی کردن تصمیم خودم دست به کار شدم و یک بطری اسید خریدم . ساعت ۱۰ شب بود که به طرف پارک خرم رفتم . آنجا چون من تنها بودم اجازه ندادند من داخل شوم برگشتم به خانه رفتم .

یک پوستیژ به سرم گذاشتم  و یک عینک بزرگ به چشمم و بعد به یک آژانس کرایه اتومبیل  تلفن زدم و خواستم که برای من یک اتومبیل شیک با راننده بفرستد . اتومبیل آمد و من سوار شدم . از راننده خواستم مرا در شهر بگرداند و بعد سر صحبت  را با او  باز  کردم  و کمی خودمانی شدم  و سپس وی را به پارک خرم دعوت کردم و او هم قبول کرد .

به اتفاق به پارک خرم رفتیم  و من با دادن انعام خوب به گارسون نزدیکترین میز به سن را گرفتم و آنجا نشستم . و بعد خیلی پنهانی شیشه بزرگ اسید را که با هزار دردسر در سینه پنهان کرده بودم خارج کردم و روی میز گذاشتم . همه فکر می کردند داخل آن شیشه مشروب است حتی راننده خواست از آن بخورد ولی من به او گفتم برای خودش ویسکی سفارش بدهد. تا اینکه نوبت برنامه داریوش شد .

روی سن آمد و دو آهنگ فریاد زیر آب و شقایق  را اجرا کرد و بعد مشغول خواندن ترانه نفرین نامه شد .اسید را از داخل شیشه درون یک لیوان ریختم و بعد در یک لحظه از جای خود بلند شدم و بروی سن رفتم . داریوش باز هم من را نشناخت . لیوان اسیر را بروی او پاشیدم و داریوش فریاد زد   سوختم . دیگر چیزی نفهمیدم . عده ای روی سر من ریختند و بعد وقتی به خودم آمدم که اینجا بودم  و بعد هم شما آمدید.

مریم که اسم اصلی او “ماه سلطان  ش”  است ۲۸ سال دارد و دارای ۶ فرزند است که کوچکترین آِنها  سه ساله است و بزرگترینشان ۱۵  ساله. مریم می گوید  به هیچ وجه از کاری که کردم پشیمان نیستم . داریوش مرا بیچاره کرد  من هم خواستم او را بیچاره کنم .


اطلاعات هفتگی

۲۰/۶/۵۶

داریوش در مورد چگونگی این ماجرا و رابطه اش با مریم گفت:

من وقتی بر روی سن برنامه اجرا می کنم قادر نیستم به خوبی تماشاچیان برنامه ام و آنها را که پایین سن نشسته اند ببینم چون اولا وقتی بروی سن می روم مسیولین نور و پروژکتور کاباره نور های رنگارنگشان را بر روی چهره من تنظیم می کنند و دوما من همیشه عادت دارم موقع خواندن چشم هایم را ببندم. آن شب برای یک لحظه چشم هایم را باز کردم و متوجه شدم یک نفر به طرفم می آید . فکر کردم یکی از تماشاچیان است که تقاضای ترانه مورد علاقه اش را دارد اما همین طور به من نزدیک شد تا اینکه من متوجه لیوانی که در دستش بود شدم و در یک لحظه بر روی قسمتی از صورت و سینه ام احساس سوزش شدید کردم . …

چند نفر از اعضای ارکستر من به موقع خودشان را به این زن رسانیدند و او را که می خواست باقیمانده اسید را بر روی من بپاشد گرفتند . من نه حالا و نه هیچ وقت هیچ گونه آشنایی و ارتباطی با این زن نداشتم و واقعیت این است که هر کجا من برنامه داشتم او هم می آید و البته یکی دو بار هم به من اظهار عشق کرده بود و همیشه جواب من این بود که هرگز امکان ندارد رابطه ای میان من و او به وجود اید و او باید به سر خانه و زندگیش برگردد و دلیل از هم پاشیده شدن خانواده اش فقط و فقط خودخواهی های این زن بوده . تکلیف او هر طور که باشد توسط قانون روشن خواهد شد و امیدوارم نتیجه این ماجرا برای دیگران عبرت امیز باشد.

3

45ا

ای غم من

ای غم من مونس من شبها درازه
سوزم از این غم چه کنم که چاره سازه
گریه تو خنده تو پر از نیازه
این دل غم دیده من در سوز و سازه
سرد وخموش دل من
نامهربون دل تو
تا کی باید تنها باشه
این دل دیوونه من
مثل یه رسوای که دل آتش زده جان وتنم
من خونه ای سرد و خموشم
من مستم و من باده نوشم
بار غمت بر دل نشسته پیوند یاری ها گسسته
امشب چه گویم با دلم دیگر نمیایی برم

امشب چه گویم با دلم دیگر نمیایی برم





                                    یک سلام بکنیم به اون نقشه کش

که نقشه کشید محصولات ایران خودرو وسایپارو

دو برابر بفروشه به مردم و ارام ارام هل بده به مردم سوبله چوبله !!؟

سلام مخ زن

یک سلام بکنیم به رادیو

که به دروغ میگه مردم شرکت کردن در گرفتن وام و خرید خودرو

سلام پاچه خوار

یک سلام به گویندگان اخبار صدا سیما

که در حد توان بیش از حد !

مردم رو تشویق به وام و خرید خودرو میکنن

سلام دروغگوها

یک سلام بکنیم به مجلسیها

که تاحالا پول نداشتن

و میخوان ۱۰میلیون کارت خرید ۲۵میلیون وام خودرو و رای اکثریت دادن

سلام مجلس مردمی

یک سلام بکنیم به رییس بانک مرکزی

که فقط برا خودرو وام ۲۵میلونی داشت

سلام رئیس مهربان

یک سلامی بکنیم به انهایی که

میخان کمپین نخریدن خودرو را بشکنن و به مردم پشت کنن

سلام با غیرت !!

یک سلامی بکنیم به راهنمایی رانندگی

که این روزها آماری از تصادفات نمیده

سلام دو روی سکه

یک سلام بکنیم به دولت مردان

که وام ازدواج ندارن بدن ولی وام خرید خودرو دارد !!!

سلام دولتمردان دلسوز مردم

 

بیست

 

اینکه گروه فیتیله به آذری ها توهین کرده فقط به خودشون ربط داره.

متولدین ماه های دیگه خودشون رو قاطی نکنن لطفا.

 

بیست

 

میدونم.باورش خیلی سخته…..

ولی ما هنوز.داریم.قیمه میخوریم

 

بیست

 

اوج فاجعه رو وقتی درک کردم

که حتی یک پناهنده ی سوری هم مهاجرت نکرد ایران.

 

بیست

 

یه سلامم بکنیم به پاییز

سلام عقده ای

خودت باش

چته ادای زمستونو در میاری

 

بیست

 

ﭘﺴﺮ خالم ﺑﺎ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻩ

ﭼﻨﺪ ﻫﻔﺘﺲ ﺭﺍﺑﻄﺸﻮﻥ ﺟﺪﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ

کامیار

ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﯾﻢ

ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺏ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﮕﯿﻢ ﺍﺳﻤﺶ جعفره|:?

 

بیست

 

شوهرﻫﺎ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻛﺴﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻴﺪ ﺭاﺯﻫﺎﺗﻮﻧﻮ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﻴﻦ

ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﻦ ﭼﺮا?

ﭼﻮﻥ اﺻﺎ ﮔﻮﺵ ﻧﻤﻴﺪﻥ

 

بیست

 

ز گهواره تا گور فقط قسط بده

.

.

.

.

.

.

.

به مقصد رسیدی sms بده

شعار جدید سایپا

بعد ها تو تاریخ مینیویسن ما ملتى بودیم که پراید ٢٠میلیونی رو تحریم کردیم

 

ولى دوماه بعدش واسه پراید ٣۴ میلیونى جلو بانک صف واسادیم

 

بیست

 

تست شخصیت

انتخاب کنین بعد برید آخر پست شخصیتتون رو پیدا کنید

۱- گوجه

۲- خیار

۳- سیب زمینی

۴- پیاز

۵- سیر

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

یعنی برات متاسفم که با خیار و گوجه و سیب زمینی و پیاز میخوای شخصیتت رو پیدا کنی!

شخصیتت گم و گور بمونه بهتره

لا شخصیت!

 

بیست

 

بچه ها اگه من مُردم زیر تختم یه بسته سوهان هست

که توش یه پارچس که توی پارچه چندتا دی وی دی هس

روش نوشته اخلاق در خانواده از دیدگاه استاد معرفتی

بیزحمت اونارو آتیش بزنین

 

بیست

 

دانشجویی بدونه بسم الله شروع به غذا خوردن میکنه

شیطان باهاش هم سفره میشه

یک ماه میگذره

.

.

.

.

شیطان به دانشجو میگه جان مادرت

یا یه بسم الله بگو یا امشبو دیگه املت نزن!!!!!!

 

بیست

 

ﻫﻴﭻ ﺩﺧﺪﺭﯼ ﻧﻤﻴــﺎﺩ ﺳﻤﺘﻢ

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺩﺧﺪﺭﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺷﮕﻠﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ

ﺟﺬﺍﺑﻰ ﺣﺘﻤﺄ ﺻﺪ ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺪﺭ ﺩﻭﺭﻭﺑﺮﺷﻪ ،

ﻣﻨﻮ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﭼﻰﻛﺎﺭ

ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﻡ .

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﮐﺖ ﻗﺴﻢ

 

بیست

 

زنگ زدم دفتر مکارم گفتم:

حرام جدید چی داری؟

گفت: خرید خودرو صفر به دلیل

شادی مدیران ایران خودرو

و سایپا حرام است.

اینو که دیگه مردم نمیگن،

مکارم گفته…

هرکی اینو به چهار گروه

بفرسته دو تا کار حرام براش

حلال میشه!!!

 

بیست

 

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺬﺏ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻧﺼﺐ wifi ﭘﺮﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭﻣﺴﺎﺟﺪ

ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺩﻋﺎ

 

بیست

 

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺧﻼﻕ همسرتان ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻪ ۲ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﯾﻦ :

ﯾﺎ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺗﺎﻓﺖ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺑﻤﻮﻧﻦ .

ﯾﺎ ﭘﯿﻒ ﭘﺎﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺑﻤﯿﺮﻥ ﻭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺷﻮﻥ

ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻪ

 

بیست

 

یه سلامی هم بکنیم خدمت اون آقایونی که:

.

.

.

بعد از صرف غذا با گفتن جمله “الان نمی‌خواد ظرفا رو بشوری بعدا بشور”

نهایت کمک رو به خانمشون در کار منزل میکنن

خسته نباشی برادر

 

بیست

 

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﺷﺒﺎ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ ﻋﺸﻘﻢ

ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺎﺑﯽ ‏) :

.

.

.

.

.

ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺩﺍﺭﻡ

 

بیست

 

حاضرم با توپ پلاستیکی بازی کنم تا بهم بگن بچه!

ولی حاضر نیستم با قلب یه دختر بازی کنم

تا به من بگن مرد…

.

.

.

.

.

.

.

خداکنه با این پست یکی دو تا مخ بزنم الهی به امید خودت

 

بیست

 

دختره پست گذاشته سلامتی شنبه که همیشه باعث نشاطم میشه

.

.

.

.

.

.

.

افغانی هم اومده براش کامنت گذاشته

جیگرت را خورده کنم

 

بیست

 

یه ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ …….

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ

ﺍﺯ کتانژانت ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩﻡ !

پر پر بشی استاد ریاضی

 

بیست

 

طرف تا دیروز فلافل رو از وسط میخورد

الان به پلمپ شدن “کی اف سی” اعتراض میکنه

 

بیست

 

۱

ظهرها وضعیت خونه ما و مامانم!

 

بیست

 

۲

 

بیست

 

۳

 

بیست

 

۴

 

بیست

 

۵

وقتی میمون از میمون بازی آدم کلافه میشه :)))

 

بیست

 

۶

دس شما درد نکنه آبجی …

 

بیست

 

۷

داااالی!

 

بیست

 

۸

 

بیست

 

۹

فک کنم تصادف شده که انقدر ترافیکه!

 

بیست

 

۱۰

 

بیست

 

۱۱

آخیش :))))

 

بیست

 

۱۲

دیدن همچین صحنه ای رو در یک صبح دل انگیز براتون آرزو میکنم.

 

بیست

 

۱۳

 

بیست

 

۱۴

اون دهن گشادتو ببند 😐

 

بیست

 

۱۵

تو نگاهش کلی حرف نزده هست :)))

 

بیست

 

۱۶

تو نگاهش کلی حرف نزده هست :)))

 

بیست

 

۱۷

 

بیست

 

۱۸

 

بیست

 

۱۹

دیدی

 

بیست

 

بیست

نبوغ ایراتی

 

بیست

 

بیست و یک

این ها رو هم خراب کردیم

 

بیست

 

بیست و دو

 

بیست

 

بیست و سه

خبر پدر شدن سبک امروزی

 

بیست

 

بیست و چهار

 

بیست

 

بیست و پنج

نفوذ ینه

 

بیست

 

بیست و شش

 

بیست

 

بیست و هفت

بچه رو با باباش تنها نذارید

 

بیست

 

بیست و هشت

 

بیست

 

بیست و نه

 

بیست

 

۳۰

 

بیست

 

۳۱

 

بیست

 

۳۲

 

بیست

 

۳۳

مامور برق محله ما

 

بیست

 

۳۴

 

بیست

 

۳۵

لامصب له شد

 

بیست

 

۳۶

 

بیست

 

۳۷

 

بیست

 

۳۸

یه چیزی این وسط نمیخونه :-)

 

بیست

 

۳۹

روایت است که ایشان نه تنها قادر بودند که شاهنامه را برعکس بخوانند بلکه آن را از آخر به اول و حتی ضربدری از بر بودند

 

بیست

 

۴۰

 

بیست

 

۴۱

چندین سال پیش گل آقا این عکسُ گذاشت و نوشت: “مشکلات مملکت مثل این میمونن، میشه دیدشون ولی نمیشه صداشو درآورد

 

بیست

 

 اشتراک گذاری در تلگرام

حرکت کشتی‌گیر ایرانی به جای دست دادن با بانوی یونانی

 

زاهد هاشمی‌نسب، یکی از مدیران پیشین وزارت ورزش و جوانان پس از شکست برابر حریفش در فینال مسابقات پیشکسوتان جهان در وزن ۹۷ کیلوگرم در شرایطی که برای دریافت مدالش روی سکو قرار داشت از دست دادن با بانوی یونانی که مسئول پخش جوایز بود، امتناع کرد نایب قهرمان کشتی جهان با این حرکت خود مورد تشویق معدود مسلمانان حاضر در سالن قرار گرفت. مسابقات پیشکسوتان جهان در یونان برگزار شد.

۱

###

اولین تصویر از حمام خون داعش در سالن کنسرت پاریس

 

بیشترین تلفات در حمله داعشی ها به سالن کنسرت باتلاکان در پاریس بود که حدود ۱۰۰ کشته برجای گذاشت تصاویری از این سالن نشان می دهد داعشی ها در این سالن حمام خون به راه انداخته اند

۲

#$$#

دنیای تلگرام

 

تو تلگرام کیروش استعفاء داده ، سردار سلیمانی توسط اسرائیلی ها کشته شده ، پل صدر به خاطر بی لیاقتی دولت ریخته ، تهران سیل اومده و بالغ بر هزار نفر فوت شدن زیر آوار ، داعش در مرز ایران منتظر است و …

۳

###

با هم بودن؟

 

با هم بودن هایی که بی معنا شد…

۴

###

وظایف پدر و مادر

 

رقص و تلگرام

۵

###

خیرمقدم به سبک نوین!

 

۶

###

انار بخوری

 

در فصل پاییز انار بخورید،ضد چروک طبیعی پوست است.

۷

###

آری به یمن لطف شما…

 

۸

###

هیچ جای دیگه نمیشه!

 

هیچ‌جا مثل ایران نمی‌شه:

– کار نکرد و پول در اورد

– کار کرد و پول در نیاورد

۹

###

کپرنشینی

 

عکس از یک کپر در جنوب کرمان

۱۰

###

تقابل

 

۱۱

###

جعل عکس به عنوان عامل داعشی حملات پاریس

 

عکسی که به عنوان عضو داعش و عامل حملات خونین پاریس منتشر شده بود حالا فتوشاپی و جعلی بودن آن هم منتشر شده است فضای مجازی و رسانه ای کاملا تردیدآمیز شده است

۱۳

###

کیک تولد نیکی

 

نیکی کریمی بازیگر سینما عکسی از کیک تولدش را در فیسبوک منتشر کرده و نوشته است:

مرا تو بی سببی نیستی … شب بارانی همگی خوش … با تمام وجود ممنون محبت دوستان ، یاران و همراهان که از دیروز به فکرم بودند و با پیام های محبت امیزشان شادم کردند و کنارم بودند … این به یاد بودن و این محبت بی دریغ واقعا به فکرم انداخت که انسان ها چقدر همه به هم احتیاج دارند و چقدر وجودشان به هم وابسته است … چقدر در لحظاتی از زندگی می توانیم با یک لبخند حال همدیگر را خوب کنیم … پس این محبت را از هم دریغ نکنیم و با اغوش باز و بدون توقع باشیم … این چیزی است که من این دو روز از شما دیدم … این روز های زیبای پاییزی برایتان ارامش ، قدر دانی ، لذت ، صبر ، بصیرت ، شادی درونی و در آخر سلامتی ارزومندم .

۱۴

###

بدون شرح

 

۱۵

###

خلاقیت در عکاسی

 

۱۶

###

یک فرهنگ خوب

 

کار خوب یک شهروند در حمایت از حیوانات

۱۷

###

عکس سی تی اسکن یک لاک پشت

 

تصویری از یک لاک پشت ماده با اشعه ایکس که تخم هایی دارد

۱۸

###

اینقدر زندگی دیگران را قضاوت نکنید

 

این خطهای افقی موازی هستند، با چشم هایی که این همه خطای دید دارند؛ زندگی دیگران را قضاوت نکنیم.

۱۹

###

مثبت بیاندیشیم

 

علی عراقچی در اینستاگرامش نوشت: مثبت بیندیشیم از مادر بزرگم پرسیدم هیچ وقت پدر بزرگ برایت گل خرید؟ گفت: همه ی دامن هایی که برایم خرید گلدار بود …. شادى ارواح پدران و مادران آسمانى صلوات.

بیست

###

 اشتراک گذاری در تلگرام


۱ – تتلو: چرا به دادگاه رفتم…   روز یکشنبه که خبرنگاران برای پوشش حضور بابک زنجانی به دادگاه رفتند یک فرد آشنا دیدند و ساعتی بعد خبری مبنی بر حضور امیر تتلو در دادگاه در خبرگزاری ها منتشر شد و این خواننده رپ در این رابطه توضیح...

۱ – تتلو: چرا به دادگاه رفتم…

 

روز یکشنبه که خبرنگاران برای پوشش حضور بابک زنجانی به دادگاه رفتند یک فرد آشنا دیدند و ساعتی بعد خبری مبنی بر حضور امیر تتلو در دادگاه در خبرگزاری ها منتشر شد و این خواننده رپ در این رابطه توضیح زیر را در صفحه اینستاگرامش قرار داد:

عجب !! ماشالا دیوار واقعا موش داره موشم گوش داره رفته. بودم به پاره اى از سوالات جواب بدم و هر وقت احضار بشم حتما حاضر میشم چون قصد من حل کردن مشکل و مفید بودن براى کشورم و موندن در ایران هست و همیشه همه ى کارام از دل براى هوادارام بوده و جوابگوى همه کارام هستم.

***

 

2 – آقا کمی استراحت کن!

 

حمید بعیدی نژاد عضو تیم هسته ای ایران هم در صفحه اینستاگرامش به پلاکارد حمید رسایی نماینده مجلس معترض به برجام که روی آن نوشته شده “من با برجام مخالفم” اشاره کرده و نوشته است:

جناب آقای رسایی، چشم!چشم! به خدا آقای دکتر لاریجانی، همه ی نمایندگان محترم مجلس و بلکه همه ی ملت ایران والله، بالله میدانند که شما با برجام مخالف هستید، آخه اثبات این مخالفت شما که دیگه پلاکارد نمیخواست. بخدا همه میدانیم که جنابعالی از همان ابتدا هم مخالف مذاکرات هسته ای بودید، همه میدانند که شما با همان تفاهم ژنو هم مخالف بودید.

واقعا فکر نمی کنم کسی نداند که جنابعالی در این دو سال که تیم مذاکراتی در حال مذاکره بود چقدر وقت با ارزش نمایندگی خود را به مخالفت با تفاهم ژنو، اجرای تفاهم ژنو و مذاکرات وین اختصاص دادید.

بخدا همه می دانند که در همین دوره بعداز پایان مذاکرات چقدر در سخنرانی های خودتان در تهران و یا شهرستانها به مخالفت با برجام برخاستید.

همه والله در جریان این تلاشهای شما هستند. فکر نکنم یک نفر باشد که نداند شما با چه حساسیتی در گفتگوهای کمیسیون برجام شرکت فرمودید و با چه جدیتی تلاش نمودید ضعفهای برجام را با آقای دکتر عراقچی به بحث بگذارید.

حتی یک نفر هم نیست که نداند حتی با پایان گرفتن بحثهای کمیسیون باز هم از تلاش نایستادید و با شرکت در سخنرانی ها حتی در جمع متحصنین خواستید مسئولین را از خطرات بالقوه تفاهم هسته ای آگاه کنید. والله همه میدانند که شما با برجام مخالفید چون پذیرش برجام را بمعنای باز شدن راه نفوذ دشمن میدانید.

بخدا همه اینها را می دانند. واقعا چه نیازی به بالا بردن پلاکارد در مجلس بود.

ولی خداییش جناب آقای رسایی بعد از این تلاشهای بسیار گسترده که به قدر کافی و وافی هم انجام شده است، خواهش می کنیم حالا که بحث برجام به صحن علنی آمده است شما یک کمی استراحت بفرمایید و فقط اجازه دهید یک کمی هم دیگر نمایندگان صحبت کنند. همین.

مخلص شما هم هستیم و قصد خدای ناکرده هیچگونه جسارتی هم نبود! فقط یا علی

***

 

3 – نامه ای به سرکار خانم مهماندار

این متن را هم از صفحه دلنوشته های یک مهماندار هواپیما در فیسبوک برایتان انتخاب کرده ایم:

اکثر کسانی که شغل مهمانداری رو انتخاب کردند از روی عشق و علاقه بوده و شاید اگر فقط دنبال شغل بودند میتونستند مسیر دیگه ای رو انتخاب کنند.

البته هستند کسانی که به دلیل اوضاع آشفته شغلی فقط و فقط بخاطر این که بیکار نباشند این کار رو انتخاب کردند و این موضوع در رفتارشون کاملا مشهود هست.

رضایت مسافر یا مشتری هدف عموم مهمانداران هست.

یادم نمیاد کی بود ولی بزرگی یک نقطه سیاه وسط یک کاغذ سفید می کشه،میده به طرف مقابلش و میگه چی می بینی؟

میگه یک نقطه سیاه!

میگه این همه سفیدی رو ندیدی،فقط همون نقطه سیاه به چشمت اومد؟!

خواستم بگم همونطور که رفتار بدِ یک مهماندار به هردلیلی و در بسیاری از مواقع از روی خستگی به چشمتون میاد و شاید تا مدتها توی ذهنتون بمونه،رفتارهای خوبشون رو هم ببینید و ازشون به هر نحوی که می تونید تشکر کنید.

با اینکار انگیزه تکرار اون کار خوب رو بهش میدید.

همین میشه که یکی از همکاران این عکس رو برای من میفرسته و زیرش می نویسه:

بهترین خاطره پروازی من!

***

 

4 – تو اگر نباشی

محسن آزرم نویسنده و مترجم هم شعری از دریتا کُمو را به فارسی برگردانده و در صفحه اش در فیسبوک نوشته که در ادامه می خوانید:

تو اگر نباشی

آفتاب در آسمان بی‌کار می‌شود

تو اگر نباشی

صبحانه روی میز حرام می‌شود

***

 

5 – ماشین چمن زنی

مطلب زیر هم در گروه “کافه اندیشه” در تلگرام منتشر شده که خواندنی است:

عزیز دل کوچ کرده ای نقل می کرد : در محلی که من در ونکوور زندگی می‌کنم، جایی به نام SeaWalk هست که در کنار اقیانوس قرار دارد و محلی است برای قدم زدن. یک روز در آنجا قدم می‌زدم. هوای خوبی بود. دیدم صندلی‌ها به نام افرادی است که آن‌ها را به مردم و شهر هدیه کرده‌اند. همینطور که قدم می‌زدم، به فکرم رسید که من هم نهالی بکارم و یادگارِ من در این محل باشد و بعد‌ها رشدِ آن را ببینم. یک بذری انتخاب کردم که درختِ خوبی می‌شد. و آمدم و جای خلوتی پیدا کردم. آمدم زمین را چال کنم و بذر را بکارم.

وقتی خواستم بذر را بکارم، دیدم که چمنِ یکدستِ قشنگی است. درختِ تنومندی هم در آنجا بود. دیدم نمی‌شود. می‌خواهید بدانید چرا؟ دیدم اگر من این بذر را بکارم، پس از مدتی این بذر خیس می‌خورد و شروع به جوانه‌ زدن می‌کند. جوانه به بالای خاک می‌رسد. به مجردی که جوانه از خاک سربرمی‌آورد و از حدی بلند‌تر می‌شود، یک ماشینِ چمن‌زنی می‌آید و سرِ آن را می‌زند. اینجا چمن است و همه یکدست هستند. نهال سعی می‌کند دوباره رشد کند و بالا بیاید.

دفعۀ بعد که ماشین چمن‌زنی بیاید، دوباره سرِ چمن را می‌زند. بالاخره نهال خسته میشود. چون طبیعتش چمن و کوتاهی نیست. طبیعتِ درخت، بلندی و آزادگی است. و یک درختِ آزاده، در چمن نمی‌تواند رشد کند.

یادم افتاد به محیط‌هایی که ما در آن بزرگ می‌شویم. عرقِ سردی بر تنم نشست. عرقِ سردِ من از اینجا ناشی می‌شد که احساس کردم چه بسیارند بچه‌های بااستعداد و پرتوانی که در خانواده‌ها و شهرهایی بزرگ می‌شوند که در آن‌ها یک ماشین چمن‌زنی به نام فرهنگ، یکی به نام عادات، یکی به نام تربیت، و یکی به نام درس و دانشگاه و مدرسه هست که تمام استعدادهای این‌ها را از بین می‌برند. و اصلا توجه نداریم که این درخت، بلند است و آن یکی متوسط و آن یکی سایه‌دار. این بچه باید موزیسین شود، آن یکی شاعر، دیگری فیلسوف، یکی مخترع… و اینها با هم تفاوت دارند. و این ماشینِ فرهنگ، این ماشینِ اقتدارِ جامعه، بچه‌هایمان را به درون می‌برد و همه را یکسان و مساوی بیرون می‌دهد. همه لیسانس، فوق‌لیسانس، دکترا و… دارند. مثل هم!

***

 

 

6 – غصه اش را می خوریم

واکنش ها به خاطره اکبر عبدی بازیگر سرشناس که انتقادهای فراوانی به دنبال داشت و منجر به تصحیح از سوی عبدی شد همچنان ادامه دارد و در این رابطه رضا ساکی روزنامه نگار در فیسبوکش نوشت:

ما از دست اکبر عبدی ناراحتیم. هم غصه خودش را می‌خوریم که زحمت زیادی برای هنر سینما کشیده است، هم غصه کشورمان را می‌خوریم که چرا هنرمندی مثل ایشان این طور فکر می‌کند و هم غصه خودمان را می‌خوریم که منهدم شدن این هنرمند را به چشم دیدیم.

اما غصه‌خورها فقط ماییم و بسیارند کسانی که می‌نویسند:”

وقتی‌ اکبر عبدی غیرتی می‌شه. ای ول دمش گرم”؛ اکبر عبدی در شبکه ۳سیما برنامه زنده ببین چه شاهکاری کرده. عرب‌ها (غیر ایرانی) رو با خاک یکسان کرده. حتی به قیمت ممنوع‌التصویر شدنش…!

***

 

7 – محرم نزدیک است

در حالی که کمتر از یک ماه تا ماه محرم مانده است این عکس را علی یکی از کاربران اینستاگرام در صفحه اش گذاشته:

***

 

8 – تنهایی

سارا معصومی روزنامه نگار هم در صفحه فیسبوکش شرحی برای عکسی نوشته است:

تمام این عکس ” تنهایی ” ست. تنهایی زنی که با مردی شانه به شانه خود رفته و حالا اینقدر غریب بی آنکه دستی مردانه حتی ساک ش را گرفته باشد به وطن بازگشته است.

 9

س های مردمی از زندگی جاری ایرانی ها ؛ توقف و ثبت لحظه ای از زندگی در مسیر کار و خانه و … تماشای این لحظات نه حتما خاص، زیبا و دلچسب است

۱

پلکانی در خیابان ولیعصر. تهران، 

عکاس: رضا مرتضوی

 



2

کشاورزان در حال کار در شالیزار. رشت، گیلان، 

عکاس: مریم فطورچیان

 



3

خانواده‌ای در حال تماشای مسابقه‌ی والیبال از تلویزیون. تهران، 

عکاس: سمیرا شریعتمداری

 



4

راننده‌ای در حال شستن اتوبوس خود در خیابان. اهواز، خوزستان، 

عکاس: میلاد اسماعیلی

 



5

مردم در حال وقت‌گذرانی زیر پل خواجو. اصفهان،

 



6

خانم‌ها در حال هسته کردن آلبالو برای پختن آلبالوپلو. تهران،

عکاس: آرمین کرمی

 



7

هنرمندی در حال طراحی از چهره‌ی یک مدل. تهران،

عکاس: افشین رضایی

 

8

دانشجویان در حیاط دانشگاه هنر اصفهان، 

عکاس: نوشین بهیان

 



9

خانم‌ها در حال قرآن‌خوانی گروهی، در یک امام‌زاده. آران و بیدگل، اصفهان، 

عکاس: سجاد صفری

 



10

درامری در حال تمرین پیش از آغاز اجرا. تهران، 

عکاس: آرمین کرمی

 



12

خانم‌ها در حال جمع‌ کردن توت‌های سفید رسیده در باغی در روستای سورک، یزد،

عکاس: امیرحسین شفیعی

 



13

دستفروشی در حال فروختن سبزی تازه کنار خیابان. تهران،

عکاس: رویا مقدم.

 



14

خانم‌ها در حال سلفى گرفتن در مسجد جامع یزد، 

عکاس: مهدی رضوی

 



15

دانهیل‌سواران در حال تمرین در کوه‌های اطراف قزوین، 

عکاس: خشایار فاضل کاشانی.

 



16

کودکان در حال بازی در روستای کوهستانیِ سماقلو. سقز، کردستان،

عکاس: مجتبی حیدری

 



17

جاده‌ی اسالم به خلخال. گیلان، 

عکاس: سروش حیدری

 



18

جنگل پره‌سر. گیلان،

عکاس: حسین میرکمالی

 



19

مردان در یک قهوه‌خانه دور هم جمع شده‌اند. بابل، مازندران، 

عکاس: فرهاد بابایی

 



19+1

پدر و مادر داماد طبق سنتی که در بیشتر شهرهای ایران در صبح روز عروسی مرسوم است، کت‌و‌شلوار داماد را تن او می‌کنند. قائم‌شهر، مازندران

عکاس: شیدا باباگلی

 



بیست

خانمی در حال چای درست کردن در ارتفاعات خلخال، اردبیل،

 


شنا با مانتو و روسری در دریا، تولد دوقلو‌های به هم چسبیده، عاشقانه‌های ناآرام، طوماری برای تقویت تیم مذاکره‌کننده، عکاسی رویا تیموریان از جعفر پناهی و تصاویر دست‌چین دیگری از گشت و گذار این هفته در ایران.     

###

افطار خیابانی در تهران

 

بزرگترین سفره افطار خیابانی در هفته‌ای که گذشت در خیابان ولیعصر تهران برگزار شد. “جمعیت شهر امید” مبتکر این کار بود. بزرگترین سفره افطار خیابانی با کمک برخی از نیکوکاران شهر صورت گرفت.

۱

###

ارکستر موسیقی ملی

 

کنسرت ارکستر موسیقی ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی و محمد معتمدی در تالار وحدت برگزارشد. در این کنسرت کیوان ساکت هم قطعاتی را اجرا کرد.

۲

###

شنا با مانتو و روسری

 

با آغاز فصل تابستان و افزایش دمای هوا برای رهایی از گرمازدگی یا برای تفریح و آب‌بازی، شنا در دریا طرفداران بیشتری پیدا می‌کند، حتی اگر شده با مانتو و روسری.

۳

###

افتتاح ایستگاه مترو عبدل‌آباد

 

مراسم افتتاحیه ایستگاه مترو عبدل‌آباد تهران با حضور محمدباقر قالیباف شهردار تهران برگزار شد.

۴

###

باز هم زنان ایرانی پشت درها ماندند

 

در دیدار تیم‌های ملی والیبال ایران و لهستان در هفته هفتم لیگ جهانی باز هم زنان ایرانی پشت در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی ماندند. در هفته‌های اخیر انتقادهای بسیاری نسبت به حضور زنان خارجی در ورزشگاه و ممنوعیت حضور زنان ایرانی صورت گرفت. دست آخر شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهور اعلام کرد، دولت به احترام “مراجع تقلید” موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها را پیگیری نکرده است.

۵

###

 

عاشقانه‌های نا آرام

 

نمایش “عاشقانه‌های ناآرام” به کارگردانی مریم جلالیان در تالار وحدت به روی صحنه رفت. محمدرضا فروتن، نیکی کریمی و فریبرز عرب‌نیا از بازیگران این نمایش هستند.

۶

###

فصل هندوانه

 

بدون شرح

۷

###

تیم ملی تیر و کمان معلولان

 

تمرین تیم ملی تیر و کمان جانبازان و معلولان برای اعزام به مسابقات بین‌المللی ۲۰۱۵ جمهوری چک در هفته گذشته برگزار شد.

۸

###

کارگاه کاشی‌کاری سنتی

 

زنان هنرمند در کارگاه کاشی‌کاری سنتی در خراسان شمالی

۹

###

طوماری برای تقویت تیم مذاکره‌کننده

 

رسانه‌های ایران از طوماری با میلیون‌ها امضا خبر داده‌اند که از سوی مردم در حمایت و تقویت تیم مذاکره‌کننده در مناقشه هسته‌ای جمع‌آوری شده است. خبرگزاری فارس نوشته است: «از این طومار با امضای بیش از ۱۷ هزار حقوقدان، خانواده شهدای هسته‌ای و میلیون‌ها تن از اقشار مختلف ملت ایران رونمایی شده است.»

۱۰

###

ترحلوای شیرازی

 

ترحلوا، حلوای سنتی شیرازی که از شیر و نشاسته و زعفران و گلاب و برنج درست می‌شود.

۱۱

###

جشن کانون کارگردانان سینمای ایران

 

ششمین جشن کانون کارگردانان سینمای ایران با تجلیل از چند فیلمساز و همچنین نقد برخی شیوه‌های مدیریت فرهنگی برگزار شد. در این برنامه چهره‌های آشنایی مانند داریوش فرهنگ‌، مازیار میری‌، جعفر پناهی‌، ابوالحسن داودی‌‌، تهمینه میلانی‌، جهانگیر کوثری‌، بیژن امکانیان‌، فاطمه معتمدآریا‌، نیکی کریمی‌، مسعود رایگان‌، رویا تیموریان‌، فرشته طائرپور، علیرضا زرین‌دست و… حضور داشتند.

۱۲

###

تولد دوقلو‌های به هم چسبیده

 

دوقلوهایی در شهر قم به دنیا آمدند که از ناحیه سر به هم چسبیده هستند. این دوقلوهای پسر پنجمین فرزند والدین خود هستند که از اتباع خارجی هستند. پدر آنها به دلیل بیمه نبودن دوقلوها و مخارج سنگین عمل‌های احتمالی بعدی برای جدا کردن آنها از افراد نیکوکار درخواست کمک کرده است.

۱۳

###

پرسپولیس نیازی به پدرخوانده ندارد

 

بدون شرح

۱۴

###

کشف پایه‌های کاخ جهان‌نما

 

پایه‌های کاخ موسوم به جهان‌نما و حوضچه‌ای مربوط به دوران صفویه در نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسی در یک سال اخیر در خیابان چهارباغ و دروازه دولت اصفهان کشف شده است.

۱۵

###

عکاسی رویا تیموریان از جعفر پناهی

 

در حاشیه جشن کانون کارگردانان سینمای ایران

۱۶

###


مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران

 

یوکیا آمانو بعد از حضور در محل مذاکرات اتمی جاری در وین و دیدار با وزرای امور خارجه‌ کشورهای گروه ۵+۱ برای “دریافت پیشنهادهای تهران” عازم ایران شد و با حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار کرد.
مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید که “درک بهتری” در مورد چگونگی حل و فصل اختلافات با ایران به دست آماده اما هنوز باید کارهای بیشتری صورت گیرد. ایران می‌گوید آماده همکاری بیشتر با آژانس است.

۱۷

###

ورزش باستانی در اصفهان

 

بدون شرح

۱۸

###

دیدبان حقوق بشر: مسابقه‌های تیم ملی والیبال ایران را لغو کنید

 

سازمان دیدبان حقوق بشر از فدراسیون جهانی والیبال خواست که مقامات ایران را به دلیل ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌ها، مجازات کند. تیم ملی والیبال مردان ایران در حال حاضر در رقابت‌های لیگ جهانی حضور دارد پیش از این زنان می‌توانستند به عنوان تماشاگر در مسابقات والیبال حضور پیدا کنند اما در چند سال گذشته، مخالفت‌هایی از سوی مراجع مذهبی و نیروهای تندرو سیاسی با این موضوع صورت گرفته است.

۱۹

###

بانوی “دیپلمات ارشد” حال و روز همسرش را درک می کند

 

همسر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه نیز ۹ تیر به هتل محل مذاکرات در شهر وین رفت. در تصویر ورود ایشان به هتل کوبورگ دیده میشود



مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به منتقدان گفت که حجاب “نامناسب” یکی از نمایندگان زن پارلمان اروپا به هنگام دیدار با علی لاریجانی “عامدانه” نبوده و تقصیر متوجه مسئولان امر است که در تفهیم حجاب “کوتاهی” کرده‌اند.

 

 

حسین شیخ‌الاسلام، مشاور بین‌الملل رئیس مجلس شورای اسلامی، به انتقادهایی که در مورد نحوه پوشش یکی از نمایندگان پارلمان اروپا در دیدار با علی لاریجانی عنوان شده، پاسخ داد. وی در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس گفت: «حجاب نامناسب این نماینده میهمان عامدانه و از سر شیطنت نبود و کوتاهی مسئولان امر در تفهیم موضوع رعایت حجاب کامل در دیدارها باعث شد تا این مسئله اتفاق بیفتد.»

روز شنبه (۱۶ خرداد) المار بروک، رئیس کمیته کمیسیون روابط خارجی پارلمان اروپا، به همراه یک هیئت ۷ نفره با شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نیز علی لاریجانی، رئیس مجلس، دیدار کرد.

پس از انتشار تصاویری از این دیدار در خبرگزاری‌های داخلی، نحوه پوشش ماریچه اسخاکه، سیاستمدار هلندی همراه این هیئت، به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد و انتقادهایی را به همراه آورد.

حسین شیخ‌الاسلام در دفاع از این نماینده پارلمان اروپا گفته است: «این نماینده پارلمان اروپایی فکر می‌کرد که رعایت حجاب محدود به داشتن یک روسری برای سر است و اقدام وی را نمی‌توان عمدی دانست، چرا که اگر اینگونه بود می‌توانست به هنگام عکس گرفتن نزدیک رئیس مجلس کشورمان بایستد، اما او از دور با رئیس مجلس سلام کرد.»

 

 

لباس “توهین‌آمیز”

رسانه‌های محافظه‌کار با برجسته کردن تصویر ورود خانم اسخاکه به داخل سالن محل دیدار، از “تنزل استانداردهای حجاب” نوشته و به وضعیت پیش آمده اعتراض کرده‌اند.

ماریچه اسخاکه یکی از منتقدان وضعیت حقوق بشر در ایران است و پیش از این نیز به ایران سفر کرده است. او از جمله نمایندگان هیئت پارلمان اروپا بود که در سال ۲۰۱۳ با نسرین ستوده و جعفر پناهی در تهران دیدار کرد.

مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران، از جمله معترضان به نحوه پوشش این سیاستمدار هلندی در دیدار روز شنبه بود. او عکسی از خانم اسخاکه را در صفحه شخصی‌اش در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک گذاشته و از آن به عنوان “ریشخند ارزش‌های اسلامی و انسانی و توهین به مسئولان تراز اول نظام” نام برده است.

 

 

 

این نماینده مجلس پوشش نماینده ۳۶ ساله پارلمان اروپا را “مناسب پارتی و رقص شبانه” دانسته و از علی لاریجانی و علا‌ءالدین بروجردی به دلیل لغو نکردن این دیدار پس از مشاهده پوشش خانم اسخاکه به شدت انتقاد کرده است.

مهدی کوچک‌زاده عکسی که را که خبرگزاری فارس از حجاب این نماینده پارلمان اروپا منتشر کرده با هشتگ‌هایی نظیر “ریشخند” و “لباس شب” با کاربران اینستاگرام به اشتراک گذاشته است.

پوشش زنان سیاستمدار اروپایی در دیدار با همتایان ایرانی‌شان پیش از این نیز خبرساز بوده است. از جمله مشهورترین این موارد پوشش کاترین اشتون، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در مذاکرات هسته‌ای با ایران بود. رسانه‌های ایرانی در سال ۱۳۸۹ و در جریان مذاکرات هسته‌ای به سرپرستی سعید جلیلی، یقه لباس خانم اشتون را دستکاری کرده و آن را چند سانتی‌متر بالاتر بردند.

این فوتوشاپ در حالی روی عکس‌های منتشر شده از کاترین اشتون در مطبوعات صورت گرفت که لباسی که او در آن دیدار به تن داشت، خارج از عرف دیپلماتیک نبود












من ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻤﻪ غریبن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻻﻣﺼﺒﺎ ﯾﻪ ﺫﺭﻩ ﺛﻮﺍﺏ ﮐﻨﯿﺪ :) ))))

 

 

فکر کنم آمریکایی ها کلا توافق رو برعکس فهمیدن.

.

.

.

آخه بجای الکسیس و جنیفر ورداشتن اون رونی کلمن نره خرو فرستادن ایران

 

 

دیروز یه اتریشی دیدم

ازش پرسیدم شما که نفت ندارید٬ چرا وزیر نفت دارید؟

گفت شما چرا وزیر رفاه دارید!!؟

.

هیچی دیگه تصمیم گرفتم تو امور داخلی کشورها دخالت نکنم.

 

 

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺩﯾﺪﻡ دو ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ یازده دوازده ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎﻫﻢ

ﺩﻋﻮﺍ

ﻣﯿﮑﻨﻦ …

ﺭﻓﺘﻢ ﺟﺪﺍ ﮐﻨﻢ ,

ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ :

ﻧﺎﺯﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﻭ ﻻﺷﻰ ﻫﺴﺘﻰ … ﺍﺻﻼ ﺍﺯﺕ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ

ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯽ

ﻭ ﻳﻮﺍﺷﻜﻰ ﺑﺎ ﺑﯽ ﺍﻑ ﻓﺎﺏ ﻣﻦ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﺭﻭ ﻫﻢ …

ﻻﻣﺼﺐ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ !!

ﻋﺸﻘﻮ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ !!

ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ !!

ﻋﻠﻒ ﺑﺎﺯﯾﺎﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ !!

.

ﺍﺻﻦ ﺭﻳﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ …

ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﻣﻐﺎﺯﻩ

ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻋﺼﺮﻳﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﺟﺪﻳﺪﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻳﺎ ﻧﻪ

 

 

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻧﮥ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺍﺯ

ﺳﮑﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﯽ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

ﺧﻮﺏ ﻫﻤﯿﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺟﺎﯼ ﯾﻪ ﺳﯿﺐ ﺍﺯ؛ ﺩﻭﺳﯿﺐ؛

ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

ﺣﺎﻟﺎﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﯿﺐ ﻧﻌﻨﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﯾﻢ..!

 

 

تو مترو بودم …

طبق معمول این دست فروشا اومدن که

شورت و جوراب و سو*تین و…. میفروشن.

یه هو یه پیر زنه به دخترش زنگ زد و گفت سایز چند بگیرم؟

صدا قطع و وصل میشد خوب متوجه نشد،

هی باصدای بلند میگفت مریم سایز ۸۵ یا ۹۰؟

صدات نمیاد، ۹۰؟

باشه باشه

.

.

.

.

.

پسرها همه میخواستن کمک کنن

وسایل حاج خانم را تا دم درب منزل ببرن

یعنی میخوام بگم هنوز احتراما از بین نرفته!!!

 

 

احساس خفگی میکنم!!!!

بغض گلویم را رها نمیکند!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

عه لباسمو برعکس پوشیدم فکر کردم عاشق شدم!!!!

هیچی آقا حله

 


 

خانم در حال تماشای فیلم:
 نه تو رو خدا اینکارو نکن، این حقش نیس!

مرده:



 ای بابا اون که صداتو نمیشنوه که اینجوری میگی!!



حالا مرده:

 همون شب:


پاس بده، پااااااااس

 

 

اقا بنظرم زندگی مثل فلاسک چایی میمونه…

چرا و چطوریشو دیگه نمیدونم اگه فهمیدین به منم بگین ممنون ^_^

همش که نباید من فک کنم فکرام تموم میشه هااااااا

 

 

حموم بودم

بابام میزنه به در

میگم:بله!

میگه:حمومی؟

میگم:نه اینجا لندنه صدای منو از رادیو بی بی سی دارید!

میگه:در زدم بهت بگم خانمت اومده رفته سر گوشیت داره وایبرو لاینت رو نگاه میکنه

لباس و حولت هم از پشت در بر میدارم که امشب تو لندن بمونی تا بفهمی درست جواب پدرتو بدی.

 

 

یارو درحال عبور از گذری،ناخواسته پایش را بر روی قورباغه ای گذاشت.

قورباغه با صدای آهسته ای گفت؛قووررررر

یارو از صدای قورباغه مسرور گشت ودوباره پایش را بر روی قورباغه گذاشت.

قورباغه دوباره با صدای آهسته ای گفت؛قووووررررر.

یارو باز مسرور گشت وبرای بار سوم پایش را بر روی قورباغه گذاشت فشار داد.

ایندفعه قورباغه باذن خدا به حرف آمد و گفت؛

قووررررروووووومساق .. نکن درد داره خووو!!!

 

 

شرایط بحرانی ینی اینکه بابات بهت زنگ بزنه،

بگه کار مهم دارم پسورد لپتاپت چیه ؟

تو هم رمزت از خاک بر سَری ترین کلمات تشکیل شده باشه :|

 

 

خداییش اگه بد میگم تو لایک نکن!!!

.

.

.

آقا وقتی تو یه مراسمی مثل تولد یا عروسی کسی نمیخواد برقصه

چرا اینقدر اصرار میکنید!

جفت دستهاشو میگیری میکشی ،

فرش و جمع میکنی، طرفــو رو فرش اسکی میدی که چی بشه؟

خب نمیخواد برقصه مگه زوره؟!! :|

 

 

یه خبر مهم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

گوسفندا هنوز به سریال کلاه قرمزی شکایت نکرده اند

 

 

دختره پست گذاشته

غمگینم :|

خواهرش کامنت گذاشته

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دروغ میگه شوووهر میخواد

 

 

توی مهمونی، دوست دخترم روبروم نشسته بود،بهش اس دادم

بوسم میدی؟

یهو اخماش رفت تو هم،بلندشدو رفت

یه نگاه به اس انداختم دیدم نوشتم بوسگ میدی

تف توروح گوشی لمسی…:||||

 

 

پیج مشکلات ازدواج

سلام من یه دختر ۲۸ساله ام که از شانس بدم هر چی ازدواج می کنم

شوهرام یا زیر ماشین میرن

یا

درد لاعلاج میگیرن میمیرن

اخرین شوهرم بدست عناصر داعش بدنش قطعه قطعه شد..

خواهشا کمکم کنید

الانم یه خواستگار اومده برام … ولی نمیدونه گذشته منو !!!!!

به نظرتون باهاش ازدواج کنم؟؟؟؟؟؟

ناگفته نماند تا حالا دو تا از شوهرام مفقودالاثر شدن،

دوتاشونم دق کردن مردن

… لطفن راهنماییم کنید ».

پاسخ کاربران:

حمید left the group ».

احسانleft the group ».

علی left the group ».

محسن left the group ».

جواد left the group ».

مهدی left the group ».

محمد left the group ».

عرشیا left the group ».

پارسا left the group ».

مسعود left the group ».

حسن : جان مادرت من سرعت اینترنتم پایینه هر کاری میکنم

نمیتونم از گروه برم بیرون رحم کن….خداوکیلی جون هر کی دوست داری قصد ازدواج ندارم…

 

 

جناب سندی در یکی از شاهکارهایشان می فرمایند:

آی موخرمایی، چشم عسلی، دختر اهوازی!

.

.

.

.

.

.

.

.

سپس در انتهای این بند میفرمایند:

تموم هستی ام کردم فدایت، فدای اون دو چشمون سیاهت!

حال به نظر شما کدام گزینه صحیح است؟

۱٫ایشان دو دوست دختر با رنگ چشم های عسلی و سیاه داشته

و در میان شعر گفتن این دو را باهم قاطی نموده اند!

۲٫خواسته یک تیر و دو نشان بزنه

۳٫طرف در حین شعر لنز مشکی گذاشته

۴٫ ایشان به حدی از عرفان رسیده اند که برای ما قابل درک نیست!

 

 

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑُﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ

ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﺩﺳﺘﻪﺩﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪﻡ،

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﻭﺗﺎﺳﺖ ﭼﺴﺒﯿﺪﻥ ﺑﻬﻢ !!

ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ

 

 

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﺰﺩ ﺣﮑﯿﻤﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﻋﺮﺿﯽ ﺩﺍﺭﻡ

ﺣﮑﯿﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

ﻋﺮﺿﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ

ﺷﺨﺺ ﮔﻔﺖ :

۷۸ ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ

ﺣﮑﯿﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

ﻃﻮﻟﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮕﻮ

ﻭ ﺷﺨﺺ ﮔﻔﺖ :

۱۸۶ ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ

ﻭ ﺣﮑﯿﻢ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ

 

 

عزراییل رو تو اورژانس بیمارستان دیدم.

مشغول CPR و تنفس مصنوعی به مریضی بود…

گفتم شما وظیفت قبض روحه، الان مشغول احیا هستی ؟

گفت این بنده خدا هنوز موقع مرگش نرسیده، دکترا دارن میکشنش

ستاد حمایت از مهران مدیری

 

 

به یکی میگن : نماز میخونی ؟

میگه : عادت ندارم

میگن : روزه میگیری ؟

میگه : طاقت ندارم

میگن : مسجد میری ؟

میگه : وقت ندارم

میگن : خیرات میکنی ؟

میگه : درآمد ندارم

میگن : صیغه میکنی ؟

میگه : آره بابا دیگه کافر که نیستم !!!

 

 

آیا از چربیهای اضافه خود خسته شده اید.؟!

آیا از کوتاهی قد خود خسته شده اید.؟!

آیا از ریزش موهایتان خسته شده اید.؟!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خسته نباشی کوتوله ی کچل چاق خدا قوت…

 

 

میدونید خر چرا کلوچه نمی خوره؟؟؟

.

.

.

.

.

چون انگشت نداره ک دندوناشو تمیز کنه!!

اگه با من کاری ندارید من سریع برم دنبال اختراع وکشفیات بعدی

 

 

سه گروه دختر هستن که کشتن اینا، نه تنها مستحبه!

بلکه واجبه !

۱٫ دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن دکترن!

۲٫ بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبان و صاحب پروازن!

۳٫ منشئ دکترها که هیچ وقت وقت ندارن، و موقع تلفن برداشتن می گن؛ مَله ه ه ه ه

ای زهر مار مَلِه ه ه ه

 

 

می دونی اگه تابوت رو بر عکس کنی چی می شه؟؟؟/

.

.

.

.

.

جسدش میوفته!

ن خدایی کیف کردی؟؟؟

خدایا ممنون ک انقدر منو با نمک آفریدی

 

 

اصفهونیه داشت با زنش دور فلکه با موتور دور میزد

.

.

.

.

.

.

.

.

زنش گفت به به چه بوی کبابی میاد

شوهره بهش میگه اگر زن خوبی باشی گوربابای بنزین یه دور دیگه میچرخم

 

 

من از اولم با گوشی لمسی مشکل داشتم!!!!!!!!!

دیشب خواستم به رئیسم بنویسم “اوضاع نت خرابه”

نوشتم “اوضاع ننت خرابه”

.

.

.

شبونه حکم اخراحمو با پیک موتوری فرستاد دم خونمون!!!!!!!!!

 

 

اصفهانیه به رفیقش میگه:

زنی من خیلی ولخرجس هر روز کلی پول ازم میخواد

رفیقش میپرسه:

این همه پولا چیکا میکوند؟

اصفهانیه میگه:

نیمیدونم تالا بش ندادم!!!!!!!

 

 

ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭﺱ ریاضی و فیزیک و ادبیات و …ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ

ﻭﻟﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺍﻟﻤﺴﺎﺋﻞ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯿﺎﺩ

 

 

واسه کسی بمیر که واست

تب

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

لت بخره.

ها چیه ؟؟؟؟

خوب تب کنه که چی بشه ؟؟؟؟

واست آب و نون میشه؟؟؟

تو قرن اتم هستیم ، یه کم واقع بین باش…

 

 

یه گودزیلا داریم خعلی منطقیه

اومده میگه: بابا اسباب بازی برام میخری

یا تا فردا گریه کنم ؟! :|

 

 

یه اعلامیه به در یه مغازه دیدم نوشته بود:

به علت تعمیرات یک ماه تعطیل است.

زیرش نوشته بودن، دروغ میگه رفته مکه!!

 

 

ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻣﺘﺮﻭ :

ﮊﺍﭘﻦ ۱۰ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ : ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻭﺍﺣﺪ ﺣﻤﻞ ﻭﻧﻘﻞ

.

ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ :ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ

.

ﺍﻭﮐﺮﺍﯾﻦ سه ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ : ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻣﺘﺮﻭ

.

ﺍﯾﺮﺍﻥ : ۵۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ :ﺍﯾﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﺍﻭﻭﻭﻭﻭﻣﺪ ..

ﺻﻠﻮﺍﺕ .. ﺍﻟﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭﺍﻟﻪ ﻣﺤﻤﺪ

 

 

پشت ماشینم زدم فروشی شمارمم نوشتم..

تو ترافیک یارو زنگ زده بهم میگه

آقا این ماشین سمت چپیه خیلی بد رانندگی میکنه،

تو بپیچ جلوش منم از پشت میچسبونم بهش حالشو بگیریم

ملت خیلی خلاقند بخدا

 

 

برگی از اعترافات دختران:

بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید

میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟

خب لامصبااااااا… حالا که بزرگ شدیم و

به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟

 

 

واقعیتهای زندگی:

وکیل ها امیدوارن تو دردسر بیوفتی.

دکترا امیدوارن مریض بشی.

پلیسا امیدوارن یه جرمی بکنی.

صاحبخونه ها امیدوارن تو هیچوقت خونه نخری.

دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن.

مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه.

موسسات کفن و دفن امیدوارن بمیری.

.

.

.

.

.

.

.

فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پر بار و موفق و با برکت آرزو میکنن.

.

.

.

.

.

و همینطور یه خواب خوب و خوش و آروم و راحت و عمیق …

ببین چقد بزرگوارن!!!

 

 

پروردگارا…

من دلسوز نمیخواهم!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

لکسوز میخواهم لکسوز

با لکسوز ،دلسوز خودش می آید!!!

جمله سنگین بود

سه روز ابتدایی ها تعطیل.

 

 

دختر ۱۱ ساله اومده پست گذاشته از درد تنهایی بمیر

ولی زاپاس عشق کسی نشو!!!

خب سوالی که پیش میاد این که؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

پستونک اینو کی ورداشته؟؟؟ بیاره پس بده حال و حوصله نداریم

 

 

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست!

او ایستاد، همان لحظه آجری جلوی پاش افتاد.

نفس راحتی کشید و به راه افتاد. تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست!

همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد.

او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت!

گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم، تو کدوم گوری بودی؟؟!!!!

گفت خبر مرگم رفتم بشاشم دو دقیقه دیر کردم دیدم ریدی تو زندگیت

روز مرررررررررد مبارک

 

 

به سلامتی پسری که میره مهمونی زنگ میزنه نیم ساعت باهات حرف میزنه

که بهت ثابت کنه تو نخ هیچکدوم از دخترای فامیل نیس

پسری که صبح بهش زنگ میزنی اروم میگه جوووونم صدای خوابالودش دیوونت میکنه

پسری که براش مهم نیس جی اف دوستش از تو خوشگل تره

پسری که اگ تو خیابون کسی کج نگات کنه دکور صورتشو عوض میکنه

پسری که بعد دعوا وقتی اشتی کردی ازش میپرسی هنوز دوسم داری

ومیگه عاشقتم به مولا

پسری که وقتی تو پاییز تک صرفه میکنی با حرص میگه مریض نشیا

به سلامتی چنین پسرایی … . اینا پسر نیستن اینا مردن

روزتون مبارک مردا

 

 

ﺳﻪ ﺗﺎ زن ﻣﻴﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ و ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﻥ ﺭﺩ ﺑﺸﻦ.

اﻭﻟﻲ ﻣﻴﮕﻪ:ﺧﺪاﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ اﻧﻘﺪﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺪﻩ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺭﺩ ﺷﻢ.

ﺧﺪا ﺑﻬﺶ ﺩﺳﺖ و ﭘﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ و ﻗﻮﻱ ﻣﻴﺪﻩ و زن ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﺮﻩ.

ﺩﻭﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ:ﺧﺪاﻳﺎ ﻗﺪﺭتتو ﻫﻤﺮاﻩ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻗﺎﻳﻖ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩ ﺷﻢ.

ﺧﺪا ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭﺵ ﻣﻴﺰاﺭﻩ و زن ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ وﻟﻲ اﻳﻨﻢ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﺮﻩ.

ﺳﻮﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ:ﺧﺪاﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﻮﺵ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩ ﺷﻢ.

ﺧﺪا اﻭﻧﻮ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻪ مرد ﻣﻴﻜﻨﻪ,و سریعأ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ٬ ﻣﻴﺮﻩ دو ﻣﺘﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺯ ﭘﻞ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ……..

پیشاپیش روز مرد بر تمامی مردان سرزمینم مبارک

 

 

مرد به زنش گفت: تو چقدر زیبایی….

زن گفت: مرسی عزیزم، کاش تو هم زیبا بودی تا من هم این را به تو می‌گفتم…

مرد گفت: اشکالی نداره تو هم مثل من دروغ بگو!

 

 

ﺳﻼﻣﺘﯽ مردی ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ زنش ﮔﺮﯾﻪ

ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭﺵ ﻧﺸﺴﺖ

.

.

.

.

ﺍﺷﮑﺎﺷﻮ ﺑﺎﺩﺳﺘﺶ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ

آرایشت پاک میشه

ازت میترسم!!!

 

 

ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺷﻮﻥ :

ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ :

ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ، ﺧﻮﺑﯽ ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ؟ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺻﻼﺡ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ

ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ ﻣﻦ … ﺧﺪﺍﻓﻆ ﻋﺰﯾﺰﻡ ..

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻠﻔﻦ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ : ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ

ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﻣﺎ ..

ﺣﺎﻻ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ : ﺳﻼﻡ .ﻧﻪ ﻻﺯﻡ ﻧﮑﺮﺩﻩ … ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺎﻡ

ﻣﯿﮕﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ .. ﻣﻦ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻠﻔﻦ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ : ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﻡ نفس هرکاری صلاحه انجام بده!!

 

 

ای زنان سست ایمان!

اگر شوهرتان چهار زن داشته باشد، کارهای خانه بین ۴ نفر تقسیم می شود.

و حتی می توانید در اوقات فراغت با یکدیگر منچ ۴ نفره بازی کنید!

هیچ کار خدا بی حکمت نیست. ایمان بیاورید باشد که رستگار شوید.

روز مرد پیشاپیش مبارک

 

 

روایت داریم مرد باید خوشتیپ باشه

.

.

.

.

.

.

.

.

وگرنه اخلاقش که با اجرا گذاشتن مهریه درست میشه

 

 

کی گفته مردا به هیچ دردی نمی خورن؟!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بالاخره به یک درد خوردن….

ایناهاااش… شنبه تعطیله

 

 

سهم مردان سرزمینم, نه جفتى جوراب است ,نه جواهرى گرانبها,

سهم مردان از زندگى ارامشى است که تو بانو به او هدیه میدهى

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

الکی مثلا متحول شدیم

 

 

وقتی از زن بودنت خسته میشوی به مردت نگاه کن:

به  پوست دستان زبرش که دستان تورا در دست میگیرد.

به ته ریش صورتش که وقتی ترا میبوسد صورتت را میخراشد.

به چشمان خسته وبیحالتش وقتی در افکار روزانه غرق میشود

به بوی پیراهن خیس از عرقش که خستگی کار روزانه را به همراه دارد

.

وبا خود تکرار کن

خدا روشکر که جای این غول بی شاخ ودم نیستم

 

 

لحن مردان در صد سال پیش :

گستاخی مکن زن، طعام بیاور !

.

.

.

.

.

.

.

.

لحن مردان امروزی :

جوجو، ظرفا نوبت منه یا تو …

 

 

فامیل دور :

کاشکی شعور هم مدرک داشت تا بعضیا به هوای مدرکش هم که شده میرفتن یادش میگرفتن !

همساده :

آقو ایجوری که خیلی بدتر میشد ! بعضیا میرفتن مدرک جعلی میخریدن

دیگه نمیشد بیشعور بودنشون رو ثابت کرد !

 

 

مدتی پیش ، در کانال چهارتلویزیون سوئد ، سریال طنزی به نمایش در آمد که در آن ،

خانواده ی سلطنتی سوئد به شدت مورد تمسخر قرار میگرفتند.

از زن بازی شاه سوئد تا دماغ سر بالا بودن ملکه ،

و از ما بهتران بودن پرنسس ها و پرنس و دوست پسر ها و دوست دختر هایشان .

از زندگی سکسی و روانی و …خلاصه همه چیز این خانواده از نظر تیز طنز نویسان این برنامه در امان نماند.

برنامه ی بسیار پر هواداری هم شد و کلی نقد مثبت هنری گرفت.

مدتی که از پخش این برنامه در کانال چهار سوئد گذشت ،

شاه سوئد در بیانیه ای مطبوعاتی مراتب دلگیری و ناراحتی خود را از این برنامه اعلام کرد

و گفت که این برنامه به شدت او و خانواده اش را مورد تمسخر و تحقیر قرار داده

و او از این بابت اصلا خوشحال نیست و به شدت ناراحت است.

مسئول کانال چهار سوئد مسلما باید جوابی به این بیانیه میداد

و به همین دلیل در پاسخ شاه سوئد نوشت :

از بابت این که این برنامه خشنودی شاه را فراهم نیاورده است متاسفم ،

ولی تلویزیون سوئد چندین کانال دارد و اگر برنامه ای مورد توجه شما قرار نگرفت

می توانید کانال تلویزیون خود را عوض کنید

(درست مشابه رفتار اخیر شبکه ۳ ایران)

 

 

مجموعه طنز در حاشیه چه گفت؟

مهران مدیری معمولا معروف است به ساخت سریال های طنز که قالب سیاسی دارد.

این بار منظور ایشان از بیمارستان حاشیه (( ایران)) است.

دکتر هومن نماینده اصلاح طلبان و ذهتاب نماینده اصول گرایان است،

برای آنکه بیننده بتواند تفکیک درستی از دو جریان داشته باشد

به ذهتاب لهجه غلیظ قمی داده می شود.

ذهتاب در بسیاری از صحنه ها می گوید بیمارستان واس ماس یعنی کلش واس ماس،

که نشانه تمامیت خواهی تند روهای اصول گراست.

در واقع صدا و سیما نادانسته یک بار دیگر به مهران مدیری فضا داد

تا جریان حاکم بر خود سازمان هم از طنز مدیری بی بهره نمانده باشد.

وجالب آنکه وقتی سازمان متوجه این برداشت می شود

در حالی که بیش از یک سوم سریال پخش نشده آنرا به بهانه اعتراض پزشکان متوقف می کند.

 

 

بچه هایی که در هر شرایطی میخندن

اینجا ببینید

 

بیست

 

حیوانات هم میتونن بدجنس باشن

اینجا ببینید

 

بیست

 

 

 


 


 

 


 

 

 


در حال حاضر مهران مدیری ممنوع الخروج شده، نصرالله رادش به لبنان پناهنده شده، مهران غفوریان بعد از عنایت سفارت فیلیپین مفقوده شده و جواد رضویان نیز با شکایت احمدی نژاد روبرو شده است. جبهه پایداری نیز از تهیه کننده شکایت کرده است. حرب اله مشهد نیز ادامه ساخت سریال را تهدید کرده است.

 

با توجه به اینکه در کشور ما گاهی شوخی را با جدی پاسخ می دهند، سرنوشت شوم عوامل مجموعه در حاشیه را که این روزها هیچ خبری از آنها در دست نیست، پیگیری کردیم.

شنیده ها حاکی است، کانون وکلای پایه یک و دو به همراه نظام پزشکی با شکایت از مهران مدیری، وی را ممنوع الخروج کرده اند. همچنین در نامه ای محرمانه، نام تمام ۱۲۰ تن عوامل این سریال را به بیمارستان های دولتی و خصوصی و تمامی اعضای سازمان فکس کرده تا در صورت مراجعه هر یک از این افراد، آنها از پذیرش ایشان سر باز زنند.

این دستور از هفتم اردیبهشت عملیاتی شده به طوریکه طبق مشاهدات خبرنگار ما، سیامک انصاری برای سردرد خود به داروخانه ای جهت خرید ژلوفن مراجعه کرده که با ضرب و شتم شدید مواجه شده و بعد از چک و لگدی شدن، روانه اورژانس شده و آنجا نیز از پذیرش وی امتناع کرده اند و آمبولانسی او را در حوالی شهریار کنار خیابان ول کرده. نامبرده اکنون ۴۸ ساعت است که آش و لاش به صورت محرمانه در منزلش مداوا می شود! همچنین نظام پزشکی دربه در دنبال پزشکی است که به سیامک انصاری خدمات داده است!

بر اساس این گزارش، اطلاع پیدا کردیم که به دلیل حجم بالای شاکیان این مجموعه، برای رییس سازمان صداوسیما حکم بازداشت موقت صادر شده که در صورت پیداکردن وثیقه می تواند به شکل موقت آزاد باشد. گفته می شود او بدنبال سند شش دانگ جام جم است که گویا مهندس ضرغامی اشتباهی با خود برده و سرافراز این روزها در به در دنبال مهندس است تا شاید بتواند این سند را به عنوان وثیقه به مراجع ذیربط تحویل دهد.

 

حال و روز بقیه عوامل مجموعه درحاشیه

مهران غفوریان

نامبرده به شکل مرموزی ناپدید شده است و کسی از او خبر ندارد. بعد از احضار او توسط سفارتخانه فیلپین و مشت و مال توسط ماساژورهای فیلیپینی در محل این سفارتخانه، نامبرده با وساطت دکتر ظریف، آزاد می شود. غفوریان پس از شدت ماساژ(!)، روانه بیمارستان شده و آنجا با استقبال سرد بیمارستان مواجه شده و بعد از آنکه از قصد برخی پزشکان برای جا گذاشتن قفل فرمان در معده اش آکاه شده، شبانه از بیمارستان فرار کرده و تا امروز کسی از او خبری ندارد. شنیده ها حاکی است، وزیر امور خارجه فیلیپین به دکتر ظریف هشدار داده تنها با ساخت یک سریال خوب درباره این کشور، می تواند روابط دیپلماتیک را با ایران ادامه دهد. شایان ذکر است اتحادیه پزشکان فیلیپینی برای تحویل دادن مهران غفوریان جایزه ۱۰هزار دلاری تعیین کرده اند.

جواد رضویان

با شکایت محمود احمدی نژاد او با وثیقه آزاد است و فعلا اجازه خروج از تهران را ندارد. وکیل احمدی نژاد به خبرنگار ما گفت: در یکی از قسمت های این مجموعه، رضویان با اشاره به یک دور برگردان، به زحمات کارشناسی شده دکتر در شهرداری و همچنین ۸ سال خدمت به ملت، توهین کرده و فکر کرده ما نفهمیدیم!

نصرالله رادش

نامبرده به دعوت فلافل سازان لبنانی، به این کشور سفر کرده و با دریافت نشان شهروندی، اقامت دائم گرفته است. این در حالی است که اتحادیه داروسازان و داروخانه داران در اطلاعیه ای، خواستار بازگشت وی و تحویل دادن او شده اند و از اینترپل کمک خواستند و اقامت رادش را پناهندگی سیاسی عنوان کرده اند. آنها اعلام کرده اند ما ۸ دقیقه بیشتر با او کار نداریم!

همچنین فعالان خیابان ناصر خسرو نیز با اعلام جرم علیه این بازیگر در حاشیه، خواستار برخورد قاطع مراجع قضایی با اخلال گران امور سلامت مردم شده اند و در بیانیه ای اعلام کردند: مگه نبینیمت!

انجمن گله داران مرکز و گوسفند چران های پایتخت، اتحادیه تقه و رنگ(صافکاران سابق)، سندیکای فیلمسازان گروه هنر تجربه، خاندان زهتاب در کل جهان، اتحادیه وکلای پاکدست، انجمن رادیولوژی تهران، فیزیوتراپ ها و رقاصان مقیم پایتخت، جامعه پزشکان زیبایی، شهرداری تهران، وکیل متهمان فساد ۳ هزار میلیاردی، اتحادیه پزشکان پلاستوریز سلولهای بینابینی، تشکل نگهبانان بیمارستانی، پرستاران، آشپزان بیمارستانی، انجمن آپاندیس کشور، اتحادیه زیرمیزی بگیران خوش تیپ، سندیکاری کلاهبرداران فوق تخصص، زنان دم بخت، و…نیز در صف طرح شکایت به دیوان عدالت اداری هستند.

طنز خبرآنلاین

سی و سه روز مونده تا سال ٩۴ آغاز بشه

نکات جالبی بهتون بگم از سال ١٣٩۴ …

اول اینکه سال بز هستش.

رنگ انتخاب شده این سال رنگ عنابی که شبیه قرمز قهوه ای …..

لحظه تحویل سال ساعت دو و ربع نصفه شبه

و اولین روز عید روز شنبه هست.

سیزده بدر افتاده روز پنجشنبه و روز قبلشم که تعطیله و فرداشم جمعه هست.

و مطلب آخری اینکه تا دلتون بخواد مناسبتها یه جوری افتادن که سال ٩۴ سالی پر از تعطیلیهای سه روزه و چهار روزه در کل سال هست و تقریبا یه رکورده برای خودش .

نصفه سال تعطیله…

این ضرب المثل شیرین فارسی رو شنیدین( شنبه به نوروز افتاد)؟

خوب اگه نشنیده بودین حالا شنیدین

موضوع اینجاست که سالها طول میکشه تا سال جدید در روز شنبه تحویل بشه،به همین خاطر اگه شروع نوروز در شنبه باشه اونو خوش یمن میدونن و وقتی یه اتفاق غیر منتظره خوب رخ میده میگن: چیه؟شنبه به نوروز افتاده؟!!!

حالا من بهتون خوش خبری بدم که امسال شنبه به نوروز افتاده،به فال نیک بگیرید.

ان شاالله بهترین سال زندگیتون بشه…

تو این ۳۳ روز باقی مونده بیاین دلامون رو صاف کنیم، مشکلاتمون رو حل کنیم که خیلی مشکل در سال جدید داریم

اینجا هم تقویم ماه به ماه سال ۹۳ رو براتون گذاشتم که میتونید با کلیک روی هر ما تصویر واضح و بزرگ آن ماه رو ببینید.

در انتها هم یه تقویم سالانه با کیفیت خوب گذاشتم که اون هم داشته باشید بد نیست

 


داغون کردن پراید با دستان خالی

درسته پراید بیشتر از داعش شیعیان رو به کشتن میده ! اما دیدن احمق در قرن ۲۱ هم نوبره!

اینجا ببینید

بیست

وقوع سه قتل بر اثر شکست عشقی در جیرفت فضای این شهر را ناامن کرده است. رئیس دادگستری جیرفت ریشه قتل‌ها را فرهنگی دانسته و از مردم خواسته در خانه‌هایشان ماهواره نصب نکنند. به احتمال وی حکم متهمان بزودی صادر می‌شود

 

در یک ماه گذشته سه دختر جوان در شهرستان جیرفت به دلیل شکست عشقی خواستگاران به قتل رسیده‌اند؛ با این حال احمدعلی انجم‌ روز، رئیس دادگستری این شهرستان معتقد است فضای جیرفت، فضای ناامنی نیست. او بروز این قتل‌ها را بر اثر مسائل فرهنگی می‌داند و از ماهواره به عنوان “عامل تاثیرگذار” در این موضوع یاد می‌کند. رئیس دادگستری جیرفت معتقد است، گسترش فعالیت‌های فرهنگی روحانیت، ائمه جمعه و جماعات می‌تواند در جامعه تأثیر مثبت داشته باشد.

وی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا،  تاکید کرده است که خانواده‌ها می‌توانند در پیشگیری از این گونه حوادث نقش داشته باشند. انجم روز ، وقوع این قتل‌ها را انتقام‌جویی شخصی دانسته و از همین رو تاکید دارد که نمی‌توان از این موارد به عنوان ناامنی نام برد.

قتل سه دختر در یک ماه

در یک ماه گذشته و در دو مورد جداگانه، خواستگارانی که از سوی دختران مورد علاقه‌اشان جواب رد دریافت کرده بودند، دست به قتل دختران مورد علاقه‌شان زدند. در نخستین مورد در تاریخ ۶ بهمن پسر ۲۶ ساله‌ای با ورود مخفیانه به منزل پدر مقتول، با دو ضربه چاقو به شاهرگ دست و گردن، دختر جوانی را به قتل می‌رساند. قاتل دختر جوان سپس خود را حلق‌آویز می کند که با ورود برادر قاتل به صحنه، وی از مرگ نجات پیدا می‌کند.

قاتل و مقتول پیش از حادثه با هم دوست بوده‌اند اما به دلیل پذیرفته نشدن پیشنهاد ازدواج از سوی دختر جوان، خواستگار اقدام به قتل دختر مورد علاقه‌اش می‌کند. وی که قتل را پذیرفته دلیل این اقدامش را قصد ازدواج دختر جوان با شخص دیگری عنوان کرده است.

در دومین حادثه مشابه در این شهرستان، خواستگار جوانی که با جواب رد خانواده دختر مورد علاقه‌اش مواجه می‌شود، تصمیم به قتل آن دختر و خواهر دوقلویش می‌گیرد. خواستگار جوان در تاریخ ۱۱ بهمن با خودروی وانت برادرش دختر مورد علاقه و خواهرش را زیر می‌گیرد و موجب مرگ هر دو می‌شود. وی پس از قتل این دو خواهر، فرار می‌کند اما در نهایت توسط پلیس دستگیر می‌شود. پسر جوان با پذیرفتن حادثه تصادف مرگبار، مدعی می‌شود حادثه ناگهانی و غیرعمدی بوده است.

پس از بازداشت این متهم، پلیس متوجه تلاش و قصد او برای خودکشی می‌شود که البته ناکام مانده و او هم مانند متهم قبلی در قید حیات و در انتظار محاکمه در زندان به‌سر می‌برد.

به گفته احمدعلی انجم روز، به نقل از روابط عمومی دادگستری استان کرمان، پرونده قتل‌های اخیر با صدور کیفرخواست برای تعیین تکلیف و صدور حکم به دادگاه کیفری استان ارسال شده است. وی احتمال می‌دهد که در یکی دو هفته آینده حکم متهمان صادر خواهد شد.

انجم روز انگیزه قتل یک دختر جوان و خواهران دوقلو در جیرفت را شکست عشقی دانسته و معتقد است قاتلان، پس از مواجه شدن با رد درخواست ازدواج اقدام به قتل کرده‌اند.

رئیس کل دادگستری جیرفت افزود: «نمی‌توان در این‌گونه حوادث اثرات مخرب ماهواره‌ها را که جامعه جوان ما را مورد هدف قرار داده، نادیده گرفت، لذا تاکید و توصیه می‌شود خانواده‌ها از نصب ماهواره در منازل خودداری کنند.»

جمع‌آوری ماهواره از پشت‌بام ها و منازل شهروندان در تهران از جمله‌ طرح‌هایی بود که در دولت محمود احمدی‌نژاد توسط نیروی انتظامی اجرا شد. بخش عمده‌ای از روحانیت و محافظه‌کاران ماهواره را عامل تهاجم فرهنگی می‌دانند. این در حالیست که مسئولان جمهوری اسلامی معتقدند دو دهه مبارزه با استفاده از ماهواره بی‌نتیجه بوده است.

علی جنتی، وزیر ارشاد دولت روحانی چندی پیش گفته بود: «جمع‌آوری دیش‌های ماهواره نتیجه‌بخش نبوده و تنها فایده این طرح رونق کاسبی نصاب‌های دیش‌های ماهواره بوده است.»

به گفته وزیر ارشاد، ۷۱ درصد مردم تهران از ماهواره استفاده می‌کنند. او معتقد است، در گذشته اقداماتی می‌شد که امروز خنده‌‌دارند و حالا نباید “کاری کنیم که پنج سال دیگر به اقدامات خود بخندیم.”

قانون منع استفاده از ماهواره در سال ۷۳ تصویب شد. از آن زمان ماموران نیروی انتظامی گاه‌گاهی به پشت بام خانه‌ها هجوم می‌آورند و تجهیزات مردم را جمع می‌کنند. با این همه استفاده از ماهواره به گفته مسئولان رایج‌تر هم شده است




در مدت کمی بیش از یک دقیقه سیر تحول مد بانوان ایرانی در عرض صد سال اخیر نمایش داده میشود

اینجا ببینید



قطعه کلیپ زن ترکیه ای در وصف عاشورا


نسخه کامل و با کیفیت در ادامه مطلب برای دانلود قرار داده شده )

.

کلیپ زن ترکیه ای در وصف عاشورا,قطعه آهنگ خواننده زن ترکیه ای



خواننده :

.

Neşe Demir/ خانم نئشه دمیر

.

دانلود و دیدن متن آهنگ در ادامه مطلب

.

کلیپ زن ترکیه ای در وصف عاشورا 

.

اویان ای یار وفاداریم اویان

.

منی تک قویما علمداریم اویان

.

 شرف الناسیم اویان گوزل عباسیم اویان

.

سنه من قانه باتان آی دیرم

.

سینووی لاله لره تای دیرم

.

داش آتانلاردان اگر اولسا اَمان

.

توکرم گوز یاشی لایلای دیرم

.

سنی اکبر جانی کیمدن سوروشوم

.

نه گلیب قارداشیمون قوللارینا

.

قره معجر لریمون وای گونونه.

.

صود امر اصغریمون وای گونونه

.

شرف الناسیم اویان گوزل عباسیم اویان…

.

 .

(دانلود با حجم ۵٫۵ مگابایت با لینک مستقیم (نسخه کامل با کیفیت قابل قبول) )

.

.

DOWNLOAD نسخه کامل

.

.

 .

 .

(دانلود با حجم ۲٫۵ مگابایت با لینک مستقیم (نسخه کوتاه موبایل) )

.

.

DOWNLOAD نسخه کوتاه موبایل


ترفندها و حقایق ساده ای که همیشه به کارتان می آید

 

1

بیست

2

بیست

3

بیست

4

بیست

5

بیست

6

بیست

7

بیست

8

بیست

9

بیست

10

بیست

11

بیست

12

بیست

13

بیست

14

بیست

15

بیست

16

بیست

17

بیست

18

بیست

19

بیست

20

ترفندهای ساده برای زنـدگی ! ترفندها و حقایق ساده ای که در کمتر از چند دقیقه میتوانید یاد بگیرید و همیشه به کارتان می‌آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دختری بنام رکسانا در فیسبوکش نوشته تشکر می کنم از یک فرشته مهربون که مطمئنم کرد هنوزم انسانیت و جوانمردی بین مردم زنده هست و با قدرت نفس می کشه…

دیروز به یک مجلس عروسی در یک مسیر خارج از تهران دعوت بودیم و من مسئول رانندگی بودم. وسط اتوبان حقانی یک ماشین بوق زد و اشاره کرد چرخ عقب پنچره! پیاده شدم و دیدم درسته: ای داد بیداد! …حالا وسط اتوبان چی کار کنم؟!

پدرم که سن و سالی ازش گذشته پیاده شد و آچار رو در آورد و منهم با زحمت لاستیک رو از عقب ماشین کشیدم پایین… اما هیچوقت تا حالا لاستیک عوض نکرده بودم… پدر گفت: خودم اینکارو می کنم… اما چند ثانیه بیشتر نکشید که از صورت عرق کرده و پاهای لرزونش فهمیدم که کار اون نیست.. توی دلم خودم رو لعنت می کردم که چرا هیچوقت این کارو یاد نگرفتم… به پدرم گفتم: بنشینید توی ماشین یواش یواش میریم تا دم تعمیرگاه…

همون لحظه که داشت خودشو آماده می کرد جواب مثبت بده یهو نفهمیدم یک پسر جوان با تی شرت ساده سفید و شلوار جین، مرتب و تمیز از کجا وسط اتوبان خودشو به ما رسوند و پرسید: پنچر کردید؟ گفتم بله! بدون معطلی آچار و لاستیک رو گرفت و گفت: اجازه بدید من درستش می کنم… اینقدر مودب بود که حتی توی صورت ما نگاه هم نمی کرد… با دقت کارشو انجام داد و وقتی خواستم لاستیک پنچرو خودم بذارم پشت ماشین گفت: خانم شما دست نزنید دستتون کثیف و سیاه میشه…

اصلا زبونم بند اومده بود! وقتی دونه های عرق رو روی پیشونیش دیدم بهش مستقیم نگاه کردم و گفتم: آقا نمیدونم با چه زبونی تشکر کنم!

او هم دوباره بی اونکه نگاه کنه گفت: اختیار دارید… وظیفمه!

وقتی آچارو تحویل داد دوید وسط اتوبان حتی نایستاد تا درست و حسابی ازش خداحافظی کنیم! فقط وقتی رسید روی جدول وسط اتوبان برگشت و یک لبخند قشنگ زد و بعدشم داد زد: برام دعا کنید و دست تکون داد و رفت.. می خواستم منم با صدای بلند یه چیزی بگم اما دیدم نمیشه… چون بغض راه گلوم رو بسته بود…

حالا فقط می خوام بگم: بعضی موقعها می خندیدم که می گفتن توی بهشت فرشته های مذکر هم وجود دارن! همیشه فرشته ها رو خانمهایی با موهای بلند و صورت سفید و معصوم تصور می کردم و فکر اینکه مردها چطوری می تونن این نقش رو داشته باشن منو از خنده روده بر می کرد!

حالا میدونم که واقعا میشه… حتی یک پسر با تی شرت سفید و شلوار جین ساده وسط بزرگراه… که هر جا که هست و هر کاری که می کنه امیدوارم همیشه خوشبخت باشه… به همه آرزوهای قشنگش برسه، تنش سلامت باشه و خدا همیشه درهای بسته رو به روش باز کنه…

 

- نتیجه گیری اخلاقی ۱: خانوما! لاستیک عوض کردن رو یاد بگیرید!

- نتیجه گیری اخلاقی ۲: لازم نیست با گفتن کلمات و نصیحت خوبی رو بهم یاد بدیم… خیلی ساده است: با هم مهربون باشیم با هر توانایی که داریم به هم مهربونی کنیم.. تمام!

کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته . غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته . ..



کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته

شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

.

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد

و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

.

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی

به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

.

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را

درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

.

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن

بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته

.

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را

ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

.

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان

ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

.

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر

و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

.

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن

که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته




نیمه شعبان عید منتظران و چشم براهان است.

روزیست که در آن ندای خوش الحان رهائی و دورنمای منتظر زیبائی، یکرنگی، جانها را به هیجان می آورد.

روزی که منتظران راستین مولودش، جشن ها و شادمانی ها بر پا می کنند،

شادند چرا که تولد امامشان است و جشن می گیرند، چرا که میلاد عدالت است …

خجسته میلاد یگانه عدالتگر و منجی عالم بشریت،

حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) بر شما بیستی ها مبارک باد




بیش از ۳ دهه پیش “جورج گرستر” یکی از بزرگترین عکاسان هوایی دنیا در سفری به ایران بخشی از طبیعت و معماری ایران را ثبت کرد. این عکاس سوئیسی، در سال ۱۳۵۵ در سفری پرمخاطره با همکاری شرکت هواپیمایی ایران ایر زیبایی‌های ایران را ثبت کرد و در سال ۲۰۱۱ پس از گذشت سه دهه آنها را در نمایشگاهی با نام “بهشت گمشده: ایران از آسمان” در لندن به نمایش گذاشت.
“گرستر” که از پیشگامان عکاسی هوایی دنیا، درباره‌ی سفر حرفه‌ای خود و چگونگی گرفتن عکس‌های بی‌نظیری از ایران دهه‌ی ۱۹۷۰ این‌چنین می‌گوید: “در حالی که بر فراز ایران سفر می‌کردم، به این فکر بودم که مناظر فرهنگی و طبیعی سرزمین پارس با بیابان‌های نمکی و باغ‌های بهشتی‌اش برای تماشا از آسمان آفریده شده‌اند. آبادی‌هایش با قنات‌ها و آبراه‌های زیرزمینی‌اش مثال بارز معماری بدون معمار هستند”.
وی درباره‌ی سفرهای هوایی خود نیز گفته است: “من تمام پروازها را با “دتریش هاف” کارشناس منطقه و باستان‌شناس آلمانی انجام می‌دادم. جای او جلوی هواپیما پشت سر دو خلبان بود و من نزدیک در هواپیما، در قسمت مخصوص بار می‌نشستم. حالت من برای عکاسی کاملا راحت نبود، اما دید خیلی خوبی داشتم. از ۱۱ آوریل ۱۹۷۶ تا ۳۰ ماه می ۱۹۷۸ بیش از صد پرواز (سیصد ساعت) داشتم. ما در برنامه‌ریزی‌مان تغییر فصل‌ها را تا حد امکان مدنظر قرار داده بودیم. این امر موجب کشفیات شگفت‌انگیزی شد؛ بهار در ارتفاعات آذربایجان یکی از زیباترین مناظری است که زمین در معرض دید انسان قرار می‌دهد. ما قصد داشتیم تمام نقاط کشور را پوشش دهیم، اما این مسئله به‌طور حتم از توان وسیله‌ی هوایی ما بیرون بود. چندبار تلاش کردیم از رشته کوه البرز عبور کنیم، اما موفق نشدیم”.
“جورج گرستر” در حال حاضر در زوریخ سویس زندگی می‌کند و به عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه‌های سویسی و “نشنال جئوگرافیک” به فعالیت می‌پردازد. تعدادی از عکس های هوایی او از ایران پیش از انقلاب را در ادامه می بینید:

مزارع کشاورزی آذربایجان

بیست

آرامگاه کورش کبیر

بیست

ارگ بم

بیست

مشعل های همیشه فروزان نفت در نزدیکی اهواز

بیست

باغات و قناتهای استان فارس

بیست

اراضی کشاورزی بوشهر

بیست

تخت سلیمان

بیست

تنگه هرمز

بیست

جزیره قشم

بیست

دریاچه مهارلو

بیست

دریاچه مهارلو

بیست

دریاچه هامون

بیست

دشت خوزستان

بیست

دشتی در کردستان

بیست

دشتی در کردستان

بیست

سنقر

بیست

سیستان و بلوچستان

بیست

سیستان و بلوچستان

بیست

سیستان و بلوچستان

بیست

کاروان شترها در بیابان های کرمان

گنبد کاووس

لرستان

مسجد شاه اصفهان

مشهد

مقبره پیر بکران

شهر دهانه غلامان در منطقه سیستان


ماجرای خیابان گوگل در تهران ؛ دیدنی و خواندنیها
محصول گوجه برداشت محصول گوجه‌فرنگی در بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ هکتار از مزارع بندر‌عباس آغاز شده است. به طور متوسط از هر هکتار ۲۵ تن محصول برداشت می‌شود. بخش عمده محصول برداشت شده به تهران ارسال می‌شود. آزادی مرزبانان چهار مرزبان گروگان گرفته شد...

محصول گوجه

برداشت محصول گوجه‌فرنگی در بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ هکتار از مزارع بندر‌عباس آغاز شده است. به طور متوسط از هر هکتار ۲۵ تن محصول برداشت می‌شود. بخش عمده محصول برداشت شده به تهران ارسال می‌شود.

بیست

آزادی مرزبانان

چهار مرزبان گروگان گرفته شده توسط گروه تروریستی جیش‌العدل به ایران بازگشتند. گفته شده که مرزبان پنجم، جمشید دانایی‌فر، هنگام اسارت به قتل رسیده ولی هنوز جسد وی تحویل داده نشده است.

بیست بیست

ماجرای خیابان گوگل در تهران

پیش از اینکه لری پیج (بنیان گذار گوگل) به همراه دوستانش ایده،ی موتور جستجوی وب هوشمند به ذهنشان برسد؛ اهالی شمیرانات با گوگل سر و کار داشتند، هرروز از این خیابان می گذشتند و یا در آن سکونت داشتند، نام این خیابان در حقیقت گوگِل نیست بلکه گوگَل(googal)، یعنی جایی که گله‌داران گاو باشند، این خیابان نزدیک میدان تجریش است.

بیست

عجب شیرجه‌ای!

شیرجه در دریاچه گهر در لرستان.

بیست

ساحل زیبای؟ بندرعباس

وقتی آدم‌ها به همه‌چیز، حتی زباله هم عادت می‌کنند.

بیست

مسابقات روبو کاپ

نهمین دوره مسابقات روبوکاپ آزاد ایران با حضور ۳۸۸ تیم از از ۲۲ کشور جهان که شامل ۴۸ تیم خارجی و ۳۴۰ تیم ایرانی بود در نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد.

بیست

شخم زدن سنتی

زندگی روستایی در خراسان شمالی

بیست

سرویس بهداشتی

در نوبت استفاده از سرویس بهداشتی مردانه

بیست

دیگه چی داری؟

در نخستین روز ثبت‌نام یارانه نقدی: پیتزا، برگر، سیب‌زمینی سرخ شده، همبرگر مخصوص، ثبت‌نام یارانه و فلافل داغ با مدیریت.

برگ تنباکو

برداشت تنباکو در بندر لنگه.

بیست

خمیازه در خانه ملت

اولین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در سال ۹۲ با چاق سلامتی گرم نمایندگان همراه بود. البته بعضی از نمایندگان خسته از تعطیلات برگشتند.

بیست

فک پلمب کیک زرد هسته‌ای

به گزارش خبرگزاری مهر مراسم گرامی‌داشت روز ملی فناوری هسته‌ای به همراه مراسم نمادین فک پلمب کیک زرد با حضور دانشجویان برگزار شد.

بیست

تخریب باغ سیب مهرشهر

باغ سیب مهر شهر که به ریه سبز کرج مشهور است تخریب و زمین آن شخم زده شد. این باغ ۳۰۰ هکتاری جزئی از مجموعه کاخ مروارید متعلق به اشرف ‌پهلوی بود که بعد از انقلاب مصادره و به بنیاد مستضعفان واگذار و سپس در سال ۱۳۸۶ به بهای ۷۰ میلیون تومان به یک ارگان نظامی فروخته شد. طبق اصل ۸۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی این کاخ جزو اموال ملی بوده و قابل انتقال نیست.

بیست

سه روایت از زندگی

نمایش سه روایت از زندگی نوشته یاسمینا رضا، به کارگردانی سیما تیرانداز در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت.

بیست

معصومه ابتکار در بیمارستان

تصادف اتومبیل معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در راه نشست هیئت دولت باعث مجروح شدن او از ناحیه کتف شد. خانم ابتکار در بیمارستان پارس مورد عمل جراحی قرار گرفت.

بیست

شنا ممنوع

تابلویی در کنار رود زاینده رود. این تابلو مربوط به دورانی در گذشته‌ است که رودخانه آب داشت.

بیست

اعتراض به تدفین ریچارد فرای در اصفهان

پرفسور ریچارد فرای، ایران‌شناس مشهور در سن ۹۴ سالگی درگذشت. او ده‌ها اثر در مورد ایران تالیف کرده و بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانی در تهران و مرکز ایران‌شناسی در دانشگاه هاروارد و کلمبیا بود. این استاد حتی مورد احترام مقام‌های ایران پس از انقلاب قرار داشت و احمدی نژاد هم به او یک واحد مسکونی در اصفهان هدیه کرد. فرای وصیت کرده که در کنار زاینده‌رود دفن شود که با اعتراض این افراد روبرو شده است.

بیست

شرعا فقط مخصوص شستن ظروف

حالا سؤال این‌جاست که قبل از نصب این نوشته، همکاران گرامی چه کاربرد غیر شرعی از این اسکاچ داشته‌اند؟

بیست

شهر بدون گدای ایران

بیست

میشناسیدش!!!

شوخی با فیلم های قدیمی در سینمای امروز ایران


سال ۱۳۵۳ فیلم گوزن ها با نقش آفرینی بهروز وثوقی در نقش سید رسول: حالم خوب نیست با وفا

۳۵ سال بعد در کلاه قرمزی

بازی و صدا حمید جبلی: آقای مرجی!حالم خرابه با وفا!

اینجا ببینید



گروه جیش‌العدل اعلام کرد که گروگان‌های ایرانی را با میانجی‌گری علمای اهل سنت آزاد کرده‌اند. خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام آگاه این خبر را بعد از ساعاتی تایید کرد. سربازان به مقامات ایران در پاکستان تحویل داده شدند.

صبح امروز جمعه (۱۵ فروردین) گروه “جیش العدل” با انتشار اطلاعیه‌ای در صفحه‌ی فیس‌بوک خود مدعی شد که مرزبان‌های ایرانی را که گروگان گرفته بود آزاد کرده است.

در این بیانیه “جیش‌العدل” مدعی شد که با “پادرمیانی علمای اهل تسنن در ایران و مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی ایران”، شورای مرکزی و رهبری این گروه به آزادی مرزبانان رای داد. بیانیه می‌گوید مذاکره با ایران نتیجه‌ای نداشت و تنها به دلیل پادرمیانی و احترام علمای اهل سنت حاضر به آزادی گروگان‌ها شدند.

مقامات جمهوری اسلامی این خبر را در ساعات اول تایید نکردند. استاندار سیستان و بلوچستان نیز این خبر را تایید نکرده بود. علی اوسط هاشمی به “خبر آنلاین” گفته بود:« ما زمانی می‌توانیم آزادی سربازان را باور کنیم که آن‌ها را به آغوش ایران برسانیم.»

خبرگزاری “مهر” نیز به نقل از شبکه‌ی تلویزیونی “العربیه” گزارش داد که مرزبانان اسیر ایرانی آزاد شدند. “العربیه” می‌گوید این خبر را عبدالرئوف ریگی، یکی از اعضای “جیش العدل” در گفت‌وگوی تلفنی با این تلویزیون اعلام کرد.

برگزاری “فارس” همچنین گزارش داد که بیانیه‌ای با بیش از یک و نیم میلیون امضای شهروندان ایرانی که خواستار آزادی سربازان گروگان گرفته‌‌شده‌اند به دفتر سازمان ملل متحد در تهران تحویل داده شد. این بیانیه به دست برخی از هنرمندان و معلولان جنگ ایران و عراق به سازمان ملل تحویل داده شد.

پنج مرزبان ایرانی بهمن ماه گذشته به دست نیروهای گروه “جیش العدل” گروگان گرفته شدند. جیش العدل از دولت ایران خواست تا در ازای آزادی این سربازان، پنجاه زندانی اهل سنت را آزاد کند.

مقامات ایران در هفته‌های اول گروگان‌گیری اعلام کردند که دولت پاکستان را در این آدم‌ربایی و گروگان‌گیری مسئول می‌دانند و با جیش العدل تن به هیچ مذاکره‌ای نمی‌دهند. اما بعد از آ‌ن‌که جیش العدل اعلام کرد یکی از گروگان‌ها را اعدام کرده، خبرها حاکی از مذاکره‌ی دولت ایران با جیش‌العدل بود. این گروه نیز در بیانیه‌ای اعلام کرده بود که تا پایان مذاکرات با مقامات ایران سرباز دیگری را اعدام نمی‌کند.

“۴ مرزبان” تحویل رابط جمهوری اسلامی ایران شدند

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم درباره آخرین اخبار از آزادی مرزبانان ربوده شده ایرانی گفت: مرزبانان ربوده شده ایرانی امروز به رابط جمهوری اسلامی ایران در پاکستان تحویل شده‌اند اما هنوز وارد کشور نشده‌اند.

وی در ادامه گفت: تعداد مرزبانان تحویل داده شده به رابط جمهوری اسلامی ۴ مرزبان است.